ذكر وقايع و حوادث سنهء احدى و سبعين و سبعمايه « 1 » هجريّة ( 1 ) حكايت ( 2 ) مخالفت و ( 3 ) محاربت امير صاحب قران با امير حسين و لشكر كشيدن پسر او و فتح صاحب قران و مقرّر شدن حكومت و سلطنت ( 4 ) ماوراء النهر بر آن حضرت با رفعت ( 5 )
چون امير حسين ، دل با مردم متغيّر گردانيد دلهاى مردمان نيز با او متغيّر شد و احوال دولت و مملكت بر او بگرديد حضرت عزّت - جلّ و علا - مىفرمايد [ 91 - ب ]
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
* » يعنى تا قومى از مردم در احوال و اوضاع خود تغيير نكنند حضرت عزّت - جلّ جلاله - احوال برايشان متغيّر نگرداند و هر ملك و پادشاه كه نيكوخواه خلق بود و مبناى كار خود بر تفقّد خلق و رعايت رعيّت نهد دلها بر محبّت او راسخ گردد و همّتها بر دعا و ثناى او مقصور شود و از اينجا گفتهاند حكماى ما تقدّم و درّ سفتهاند ( 6 ) :
شعر ( 7 )
شهر و سپه را چو شوى نيكخواه * نيك تو خواهد همه شهر و سپاه
امير صاحب قران چون تغيّر احوال و تبدّل اقوال او مشاهده فرمود به ديدهء فراست در جام جهاننماى ضمير خود چهرهء ملك و دولت او را خراشيده ديد و فتور به حواشى احوال او راه يافته .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : ذكر .
( 3 ) - م و ل : « مخالفت و » ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - ت : « حكماى ما تقدم در سفتهاند . » ندارد .
( 7 ) - ت : نظم .
( * ) قسمتى از آيه 11 ، سوره 13 .
( 1 ) سال 771 ه . ق .