تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اساس سلطنت و مملكت به قواعد آن پيوند و ( 1 ) استحكام پذيرد و قرار بر آن شد ( 2 ) كه هرچه خواجه تاج الدّين بنويسد شاه محمود مهر كند . از زبان شاه محمود كتابتى ( 3 ) كرد كه به حكم « العبد و ما فى يده كان لمولاه » ما زان توييم و هرچه داريم بنده محمود مدّتهاست تا به خدمتكارى آن درگاه منسوب گشته و طوق محبّت و ولا و حلقهء عبوديّت و چاكرى را زيب و زيور گوش و گردن خود ساخته و به شكر الطاف و اعطاف كه متّصل از آن حضرت مشاهده كرده « رطب اللّسان و عذب البيان « 1 » » است عرصهء عراق را آنچه در تصرّف است تمليك حضرت كرده در اين باب تمليك نامهء مشروع محكوم مسجّل به سجلّ حاكم امور شرعى به اسم حضرت سراپردهء عصمت مهد اعلى به عرض خدّام دولتيار و وزراء كامكار فرستاد امّيدوار كه شاكر نعمت به حكم
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
* » « 2 » به خلعت مزيد شرف اختصاص يابد تا بعد اليوم : « مدى عمره جرى دهره « 3 » » به اقامت لوازم نيكو بندگى قيام نمايد و منتهى همّت و مسعى ( 4 ) نهمت آنكه اگر از عمر مهلت يابد عرصهء آفاق را به دولت آن حضرت مسخّر گرداند . و خواجه تاج الدّين مرخص شد كه منشى پادشاه ملازم باشد و از زبان شاه هر كتابت كه صلاح وقت داند در آذربايجان به امرا و وزرا و حجّاب و ايناقان « 4 » و محرمان و مخصوصان حضرت بكند و بيلاكات ( 5 ) « 5 » و تنسوقات « 6 » بسيار همراه برده بود كه به هركه صلاح داند بدهد تا باشد كه اين امر به اتمام رسد . خواجه تاج الدّين با عرضه داشت و تمليك نامهء عراق عجم ( 6 ) و غلبه و شوكتى تمام وعدت و اهبتى كامل و زر و زيور و دوابّ و ( 7 ) مراكب و تازى اسبان هامون ( 8 ) نورد باد جولان روانهء آذربايجان شد . چون به شرف پاىبوس مستسعد گشت و بيلاك و ارمغانى عرض كرد و عرضه
هامش
( 1 ) - ت : پيوندد . ( 2 ) - ت : داد . ( 3 ) - ت : كتابى . ( 4 ) - م و ل : ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : ندارد . ( 7 ) - ت : « دواب و » ندارد . ( 8 ) - ت : همامون . ( * ) قسمتى از آيه 7 ، سوره 14 .
( 1 ) خوش‌زبان و نيكو گفتار . ( 2 ) اگر مرا سپاس گوييد بر نعمت شما مىافزايم . ( 3 ) عمرش دراز باد و روزگارش مستدام . ( 4 ) ايناقان : ج ؛ ايناق ، نديم ( لغتنامه ) . ( 5 ) بيلك / بيلاك : تحفه ، هديه ( لغتنامه ) . ( 6 ) تنسوقات : هديه ، تحفه ( لغتنامه ) .