بود و به موافقت او بسيارى از امرا و خواتين پلاسهاى سياه در گردن كرده فضيحتى چند در آن تعزيت بكردند كه هرگز هيچ آفريده در هيچ دور و زمان ( 1 ) نديده بود و نشنيده است امّا هيچ فايده ندارد چون جان ز بدن رفت ( 2 ) .
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : از « امّا هيچ فايده . . . » تا اينجا ندارد .