ذكر حوادث و وقايع سنهء سبعين و سبعمايه « 1 » هجريّهء نبوّيّه ( 1 )
در اين سال حاجى ماما خاتون ، كه محبوبهء سلطان اويس و مادر فرزندان بود وفات كرد . عزائى به عظمت داشتند و در اين سال ايلچيان شاه شجاع و شاه محمود به جهت دختر خواستن به آذربايجان پيش اويس رفتند از پيش شاه شجاع اختيار الدّين حسن قورچى و از پيش شاه قطب الدّين محمود خواجه تاج الدّين مشيزى ( 2 ) .
ذكر فرستادن پادشاه جلال الدّنيا و الدّين ( 3 ) شاه شجاع امير اختيار الدّين حسن قورچى را پيش سلطان اويس و خواستارى دختر كردن
چون پادشاه شاه شجاع معلوم كرد كه شاه محمود از لشكر بغداد استمداد مىنمايد خواست كه اين معنى را باطل گرداند اين تدبير انگيخت كه به آن طرف طريق مصافات و مصادقت ( 4 ) مفتوح گرداند ( 5 ) و كريمهئى از آن خاندان به شرف همبسترى در عقد نكاح آورد ( 6 ) تا من بعد موادّ فتنه و آشوب منقطع و نزاع مرتفع گردد . چون برادر را مهرى نماند در مقام اطاعت و انقياد ثابت قدم و راسخ گردد و مملكت فارس و عراق و آذربايجان از حركت لشكر و آسيب قهر سپاه خلاص يابد قرعهء اختيار بر آن آمد كه امير اختيار الدّين حسن كه رضيع دولت و صنيع تربيت بود به كياست و فرزانگى موى شكافت [ 90 - آ ] به اتمام آن امر خطير متوجّه گردد بر همين قرار امير اختيار الدّين حسن
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : از « ذكر حوادث و وقايع . . . » تا اينجا ندارد .
( 3 ) - ت : « پادشاه جلال الدنيا و الدّين » ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ت : كرد .
( 6 ) - ت : آرد .
( 1 ) سال 770 ه . ق .