تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
[ را ] آغاز كردند و ياغى را فرود آوردند و شاه شيخ على بدخشانى را درپى كرده رسيدند و او را گرفته گله‌هاى اسب و گوسفند ايشان غارتيدند و بازگشتند . امير صاحب قران فرمود كه چون ياغى گريخت ولايت مىبايد گرفت . جهان ملك را به جانب كوران ( 1 ) روانه فرمود ايشان به ايلغار روانه شده غارت و الجاى بسيار گرفتند امّا در بازگشتن دشمنان سر راه نگاه داشته ( 2 ) هرچه گرفته بودند همه را بازستدند و بعضى از لشكر را كشتند و صد و سى كس از اسبان بازستانيدند ( 3 ) و جهان ملك بگريخت . چون اين خبر به امير صاحب قران رسيد به نفس خود سوار شده و بر بالاى كوه دانان ( 4 ) « 1 » با سيزده نفر برآمد سر راهى ( 5 ) تنگ كه ممرّ ايشان بود بگرفت و بعد از جنگ بسيار و كوشش بىشمار ايل و حشم خود را از دشمن بازستانيد . ( 6 ) از امير صاحب قران منقول است كه فرمود آن همه جنگها كه كرده‌ام و وقايع كه بر من گذشته به صعوبت و ( 7 ) سختى آن جنگ نديده‌ام . دراين‌حال پنجاه مرد با ساز و سلاح به امير صاحب قران نزديك رسيدند و دويست مرد ديگر به مدد ايشان آمدند ايلچى بوقا مردانگى كرده خود را در ميان پيادگان انداخت و چند تازيك را سيلى بر گردن زد و به زبانى شيرين با ايشان سخن گفت و تقرير كرد كه اين امير كه پيش شما ايستاده است امير تيمور است . اسيران شما را خلاص كرده به شما مىدهد ، اين كارهاى بيهوده چرا مىكنيد ؟ دشمنان از جاى خود او را سرفرود آوردند و از ميان ايشان دو مرد بيرون آمدند و خدمت نمودند . اشارت فرمود كه آنچه از اسب و جيبا از لشكريان ما گرفته‌ايد ( 8 ) جمع كرده پيش ما آريد تا ما اسيران شما را به شما باز دهيم . همه در مقام خدمت فرمان بردند و اشارت او قبول كردند و هرچه از اسب ( 9 ) و جيبا كه گرفته بودند باز آوردند ( 10 ) از بهر امير صاحب قران و جهان ملك ( 11 ) تغوزها كشيدند و اشارت نافذ شد تا اسيران ايشان را باز دادند و از آنجا به لشكر كه پس مانده بود برگشته به تعجيل برفتند و تيركچى « 2 » جلاير از بدخشان درآمد بود اميران گفتند در وقت مراجعت پرسيده شود . امير صاحب قران آن سخن شنيده
هامش
( 1 ) - ت : كورانها . ( 2 ) - ت : داشتند . ( 3 ) - م و ل : استدند . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : راه . ( 6 ) - م و ل : استاند . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : گرفته‌اند . ( 9 ) - ت : آلت . ( 10 ) - ت : ندارد . ( 11 ) - ت : جهان ملك آوردند .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « كوه دابان » ص 53 . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « تيزكچى » ، ص 54 ، ظفرنامه على يزدى : « تيزكجى » ج / 1 ، ص 137 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 426 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )