ميثاق ركنى است از اركان دين و هر پادشاه كه در رعايت ( 1 ) اركان دين تهاون نمايد دولت او همواره متزلزل و مضطرب باشد و هر ملك كه خلايق به حسن عهد و وفاى پيمان او مستظهر باشند همواره ملك او معمور و لشكر او موفور باشد و از اينجا گفتهاند :
بيت
تا دل خصمان تو گيرد « 1 » قرار * عهد تو بايد كه باشد « 2 » استوار
القصّه ، از هردو جانب باهم ملاقات كرده عهد و شرط تازه گردانيدند [ 88 - ب ] و امير صاحب قران در وثاق امير موسى فرود آمد و وحشت و جفا به الفت و صفا مبدّل شد و لشكرها را اجازت داده بازگردانيدند .
امير صاحب قران به جانب كش توجّه نمود و در آن ايّام امراى بدخشان با ( 2 ) امير حسين ياغى بودند . و امير حسين لشكر كشيده به جانب ايشان رفته بود و دو لشكر مقابل يكديگر ( 3 ) نشسته و لشكر خراسان ( 4 ) در ولايت ( 5 ) بلخ و توابع دستدرازى مىكردند .
امير صاحب قران سوار شده از كش به جانب خراسانيان توجّه نمود ، خراسانيان چون خبر يافتند بلخ و خلم را غارت كرده بازگشتند .
امير صاحب قران از آب آمويه گذشته از ترمذ به جانب امير حسين رفت . چون امير حسين از توجّه او خبر يافت ( 6 ) با پادشاهان بدخشان ( 7 ) صلح كرده بازگرديد و چون به قندز رسيد با يكديگر ملاقات كرده از سر صفاى درون از گذشتهها درگذشتند و متّفق و يكدل شدند و چند روز بر بالاى اشكمش ( 8 ) « 3 » يكديگر را طوى كرده به عيش و عشرت گذرانيدند و از آنجا لشكر كشيده به جانب كابل توجّه نمودند و حصار كابل را كه پولاد و آقبوقا ياغى شده بودند و پناه بدانجا برده در ميان گرفتند ( 9 ) و بنياد حرب نهادند . امير صاحب قران در آن جنگ دادمردى و مردانگى ( 10 ) بداد ( 11 ) دشمنان را عاجز و
هامش
( 1 ) - ت : رغايت .
( 2 ) - م و ل : به .
( 3 ) - م و ل : هم .
( 4 ) - ت در حاشيه : « كه ملك حسين فرستاده بود » .
( 5 ) - م و ل : آن ولايت .
( 6 ) - ت : شد .
( 7 ) - م و ل : بدخش .
( 8 ) - م و ل : اسكميش .
( 9 ) - ت : گرفته .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 11 ) - م : داده .
( 1 ) مطلع : « يابد » ص 397 .
( 2 ) مطلع : « بود » ، همان .
( 3 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « اشكميش » ، ص 51 ، ظفرنامه على يزدى : « اشكش » ، ج / 1 ص 130 ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « اشكمش » ، ص 130 ، مطلع : « اشكميش » ، ص 398 .