تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
مخصوص گردانيد و انعامات و تشريفات داد و تا سلطان اويس در حيات بود ايشان از جادّه مطاوعت انحراف نجستند و مالى كه مقرّر كرده بودند مىرسانيدند و مردم بلاد آذربايجان و عراقين و هر موضع كه در حوزهء تصرّف اويسيّه ( 1 ) بود به رفاهيّت گذرانيدند و ولايات او مجموع ( 2 ) بغايت ( 3 ) معمورى ( 4 ) رسيد ( 5 ) چنانچه هرگز نبوده . ( 6 )

ذكر عزيمت پادشاه جلال الدّين ابو الفوارس ( 7 ) شاه شجاع به مملكت ( 8 ) اصفهان

ديگر از حوادث اين سال آن بود كه خبر به ( 9 ) حضرت ( 10 ) شاه شجاع رسانيدند كه باز تبارزه ( 11 ) به ضديّت ( 12 ) شاه محمود را مدد خواهند كرد ، خواست كه پيش از آنكه جمعيّت ايشان فراهم آيد تفرقه‌ئى در ميان ايشان اندازد بدين عزيمت استعدادى تمام كرد و با تجمّلى هرچه تمامتر از شيراز ( 13 ) بيرون فرمود . شعر ( 14 )
برين ( 15 ) گونه مىرفت تا قصر زرد * ز گرد سپاهش جهان « 1 » لاجورد
چون شاه محمود از توجّهء شاه شجاع آگاه شد او نيز لشكرهاى خود مرتّب گردانيده از اصفهان بيرون آمد . چون هردو لشكر به يكديگر رسيدند لشكر شاه محمود بعد از مجادله و محاربه روى به شهر آورده برسر بارو و مقاتله آمدند . شعر
ز بارو سپر در سپر بافتند * به رزم‌آورى موى بشكافتند
شاه شجاع بر ظاهر اصفهان با لشكرى گران ( 16 ) نزول كرد .
به رزم‌آورى تيز گشته دو شاه * چنين تا برآمد برين بر دو ماه
هامش
( 1 ) - ت : سلطان اويس . ( 2 ) - م و ل : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : معمور . ( 5 ) - ت : شد . ( 6 ) - ت : كه هرگز بدان معمورى كسى نشان ندارد . ( 7 ) - ت : « شاه جلال الدّين ابو الفوارس » ندارد . ( 8 ) - ت : ندارد . ( 9 ) - م و ل : « كه خبر به » ندارد . ( 10 ) - ت : ندارد . ( 11 ) - ت : تبريزيان . ( 12 ) - ت : ندارد . ( 13 ) - ت : ندارد . ( 14 ) - ت : آمد . ( 15 ) - ت : بدين . ( 16 ) - ت : ندارد .
( 1 ) مطلع : « هوا » ، ص 389 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 412 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )