تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢

ذكر وقايع و حوادث شهور سنهء ستّ و ستّين و سبعماية « 1 » حكايت بيرون آمدن جلال الدّين شاه شجاع از شيراز و گرفتن شاه محمود شيراز را

چون شاه محمود را قوّت و استيلاء حاصل آمد در حوالى فول فسا بر ظاهر شيراز خيمهء اقامت بزد و شاه شجاع در ( 1 ) بام دروازهء فسا سايه‌بان زده جز تير در ميان هر دو گروه هيچ سفير را مجال سخن‌گذارى نبود و جز نيزه كسى را از جانبين ياراى زبان درازى نه ( 2 ) لا يزال از ابر قضا باران بلا باران بهادران طرفين را به جاى عيش دوام و شرب مدام دم الاخوين در جام بود در چمن گلشن جلالت شاه شجاع رونق و طراوت نماند و كار در تزلزل افتاد و انجام ارتفاع و ابتداى انحطاط ( 3 ) بود ( 4 ) هرروز فوجى روىگردان مىشدند و لشكر بىوفا چون مادّهء فاسد بود كه به تدريج تحليل مىپذيرفت : شعر ( 5 )
اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسان‌اند گرد شيرينى
در عرض يازده ماه كه تحصّن بود در لشكر شاه شجاع ضعفى قوى بازديد گشت ( 6 ) و سرّ نكته « و لا ملك إلّا بالرّجال » « 2 » ظاهر گشت و از جانب شاه محمود قوّت و استيلا و استعلا ( 7 ) حاصل مىشد ملك يوما فيوما تزايد و تضاعف « 3 » مىپذيرفت و از امرا جز امير معزّ الدّين اصفهان شاه و امير اختيار الدّين حسن و امير شيخ دردى و
هامش
( 1 ) - ت : بر . ( 2 ) - ت : نبود . ( 3 ) - ت : و انحطاط . ( 4 ) - ت : « و انجام . . . » تا اينجا ندارد . ( 5 ) - ت : بيت . ( 6 ) - ت : آمد . ( 7 ) - ت : ندارد .
( 1 ) سال 766 ه . ق . ( 2 ) مملكت پايدار نيست مگر با مردان بزرگش . ( 3 ) هرروز از روز پيش بزرگتر و برتر شد .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 372 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )