شعر ( 1 )
زيانى ندارد كه در ملك شاه * زيادت شود بندهء نيكخواه
اميدوار كه به التفات خاطر و رشحات خامهء گوهربار سرافراز فرمايند بلكه اين مملكت را از ساير ممالك و جملهء ولايات خاصّه دانسته از لشكر بيگانه دفع و منع فرمودن حاكم باشند و قبل از مراجعت خواجه مجد الدّين قاقم به جهت تأكيد اين ( 2 ) معامله ديگرباره چون از جهت پادشاه خايف بود به امّيد سلامت نفس بذل اموال مىكرد و بر تصوّر دولت نسيه نقد خزاين در معرض تلف مىآورد . شيخزاده عبد العزيز توران پشتى « 1 » با بيلاكات و ارمغانى فراوان هم به جانب هرات پيش ملك معزّ الدّين حسين در عقب مجد الدّين قاقم روانه گردانيد . ملك معزّ الدّين حسين چون معامله دولتشاه استحكامى زيادت ( 3 ) نمىديد ، ايلچيان دولتشاه ( 4 ) را چندان وقع و محلّى ننهاده و ملتمس ايشان به اسعاف ( 5 ) مقرون نيفتاد و به زودى ايشان را اجازت مراجعت نداد .
تمّت . ( 6 )
ذكر مقرّر فرمودن سلطان عماد الدّين احمد به جانب كرمان و باز فسخ آن عزيمت كردن
هم در آن ايّام كه شاه محمود بر در شيراز بود و شاه شجاع در شيراز در شهر ، آوازهء تسلّط ( 7 ) دولتشاه در كرمان بديشان رسيد . قطب الدّين شاه محمود و نوّاب او انديشيدند كه در اوّل وهله است استخلاص ( 8 ) كرمان از دست دولتشاه در اين ولا به اسهل وجوه تيسير پذيرد ، مقرّر فرمود كه سلطان عماد الدّين ( 9 ) احمد با سه هزار سوار متوجّه كرمان شود و در اين باب حكم قلمى شد . شبى كه بامداد متوجّه كرمان خواهند
هامش
( 1 ) - ت : بيت .
( 2 ) - ت : آن .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - م و ل : او را .
( 5 ) - ت : اشفاق .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 7 ) - ت : سلطنت .
( 8 ) - ت : استحكام .
( 9 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) تاريخ محمود كتبى : « شيخ الاسلام شيخ صدر الدّين عبد العزيز از خانوادهء برهان الاقطاب شيخ شهاب الملة و الدين توران پشتى كه بنا به نوشتهء شهاب الدّين حسن مؤلف جامع التواريخ حسنى « نديم خاص امير مبارز الدّين بود » . مطلع ، ص 353 .