به خدمتكارى شاه محمود منسوب گرداند . ( 1 ) فى الجمله ، خطبه و سكّه به نام او كرد و امراء نوروزى را كه ميان ايشان نسبتى بود تربيت فرمود چنان كه چهارده امير را از ايشان طبل و علم و نقّاره داد و قشونات مقرّر كرد .
چون ملك محمّد ( 2 ) و عليشاه و دولتشاه و پهلوان على خرگوشى ( 3 ) و سليمانشاه نوروزى و شاه على نوروزى و اميرك بهادر نوروزى و خواجه حسن و غيره لشكرى ( 4 ) تمام آراسته گردانيدند ( 5 ) ولايت كوبنان و بافق و بهاباد على الدّوام به اميرى مستقل ( 6 ) [ و ] صاحب وجودى تعلّق داشت ، در اين مدّت آن بلوك تعلّق به نوّاب سلطان قطب الدّين شبلى گرفته ( 7 ) بود ( 8 ) و امير منگلى خواجه به ضبط قلعه و ولايت مشغول بود ، چون دولتشاه دست استيلا برآورد امير منگلى خواجه در شهرستان كوبنان متحصّن شد ، و دولتشاه با غلبهء تمام ( 9 ) سوار را در صحبت على خرگوشى به تسخير آن جانب فرستاد .
چون بدان حوالى رسيدند دست نهب و تاراج گشادهروى به خرابى ولايت آوردند .
درويشان و اصول كوبنان صلاح وقت در آن ديدند كه مصالحه كنند بعد از عهود و مواثيق امير منگلى خواجه شهر و ولايت تسليم كرد و از جانب ديگر برادر خود عليشاه را به ولايت اربعه « 1 » فرستاد و در آن ولايت ( 10 ) امير على اختاجى حاكم و كوتوال بم بود و ولايت اربعه در دست حمايت او . در آن وهله كه اين آتش فتنه در التهاب و اشتعال بود على اختاجى شرايط حزم و احتياط قيام مىنمود و اكثر اوقات در مقام تحفّظ و تيّقط كه مبادا آفتى رسد ، دولتشاه قريب هزار سوار ( 11 ) جهت محاربهء بم مرتّب كرد و چند نفر از ( 12 ) امرا را در صحبت برادر خود عليشاه روانهء بم گردانيد . چون بدان حوالى رسيدند جز خرابى ولايت و نهب و تاراج دستورى ديگر نداشتند ، مردم آن نواحى مجموع به شهر متحصّن شدند و لشكريان در بيرون خرابى بسيار كردند . چند روزى بم را محاصره كردند هيچگونه گشايشى متصوّر نمىشد ، عليشاه غلبه [ ئى ] از آن سواران را به تاراج ولايات نسا ( 13 ) فرستاد هيچ ابقاء و محاباى مسلمانان نكردند دست غارت و تاراج برآورده بدانچه ممكن و مقدور ( 14 ) فضيحت و رسوايى در عمل آوردند چنان كه
هامش
( 1 ) - م و ل : كند .
( 2 ) - ل : محمود .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - ت : لشكر .
( 5 ) - ت : گردانيد .
( 6 ) - ت : مشتمل .
( 7 ) - ت : داشت .
( 8 ) - ل : ندارد .
( 9 ) - ت : ندارد .
( 10 ) - ل : ولا .
( 11 ) - ل و ت : ندارد .
( 12 ) - ت : ندارد .
( 13 ) - ت : ولايت اربعه .
( 14 ) - ت : ندارد .
( 1 ) مطلع : منظور از ولايت اربعه : شق بم ، فسا ، نرماشير و ريقان است ، ص 350 .