تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
فرمود و از آنجا كوچ فرموده ( 1 ) روز ديگر به بيضا درآمدند و همچنان به راه مايين و از اين طرف شاه محمود نيز با لشكرهاى آراسته متوجّه شد . چنين گويند كه شاه شجاع اين قطعه در آن ايام پيش برادر فرستاد : شعر ( 2 )
منم كه نوبت آوازهء صلابت من * چو صيت همّتم اندر « 1 » بسيط چرخ افتاد چو مهر تيغ‌گذار و چو صبح عالمگير * چو عقل راهنماى و چو شرع نيك نهاد كمال صولتم از حيلهء كسان ايمن * بناى همّتم از منّت خسان آزاد نبرده عجز به درگاه هيچ مخلوقى * كه بربناى توكّل نهاده‌ام بنياد به هيچ كار جهان روى دل « 2 » نياوردم * كه آسمان در دولت به روى من نگشاد تو رسم و خوى پدر گير اى برادر من * كه شوهريت نيايد ز دختر « دلشاد » مكن مكن كه پشيمان شوى به آخر كار * ز مكر روبه پيروز « 3 » لشكر بغداد
فى الجمله ، چون به هم نزديك رسيدند و ما بين الفريقين دو فرسنگ ماند به موضع دست‌رس ( 3 ) « 4 » روز ديگر به يكديگر ( 4 ) رسيدند . شعر ( 5 )
سپاه از دو جانب صف آراسته ( 6 ) * ز روى زمين گرد برخاسته ( 7 )
از طرف شاه شجاع سلطان اويس بر ميمنه و سلطان احمد بر ميسره [ 75 - آ ] و شاه شجاع در قلب و از طرف شاه محمود امير ( 8 ) شيخ على اناق و امير غياث الدّين منصور شول و امير توكم تركان ( 9 ) بر ميمنه و امير ساتى ( 10 ) و سلغر شاه تركمان بر ميسره و شاه قطب الدّين ( 11 ) محمود در قلب .
هامش
( 1 ) - م و ل : كرد . ( 2 ) - ت : قطعه . ( 3 ) - هرسه نسخه دست‌رس . ( 4 ) - ل : هم . ( 5 ) - ت : بيت . ( 6 ) - ت : آراستند . ( 7 ) - ت : برداشتند . ( 8 ) - ت : ندارد . ( 9 ) - ت : ندارد . ( 10 ) - ت : سالى . ( 11 ) - ت : ندارد .
( 1 ) مطلع : « همّت من » ، ص 345 . ( 2 ) همان : « مكن » . ( 3 ) همان : « بىزور » . ( 4 ) همان : دشت رس محل برخورد شاه شجاع با برادرش شاه محمود در صحراى سرچاه خونسار بود ، ص 346 .