تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
به جانب شيراز ( 1 ) معاودت ( 2 ) نمود ، امّا شاه محمود همچنان از كينهء برادر دلى پرآذر داشت ايلچى پيش سلطان اويس به آذربايجان فرستاد مضمون آنكه شاه شجاع حالا قصد اصفهان دارد ، امّا : بيت ( 3 )
صفاهان چو در چنگ خويش آورد * تمنّاى تبريز پيش آورد
اگر سلطان مدد فرمايد بروم و شيراز از ( 4 ) براى سلطان مسخّر گردانم . شاه شجاع صورت اين معنى به فراست معلوم كرد . « 1 »

ذكر آمدن شاه نصرت الدّين يحيى و سبب آن ( 5 ) [ 73 - ب ]

شاه يحيى از آن وقت باز كه امير مبارز الدّين محمّد را گرفتند او را در قلعهء قهندز ( 6 ) كه بر در شيراز است محبوس كردند تا ( 7 ) بعد از مدّتى اصحاب قلعه با او متّفق شدند و هم در آن قلعه متحصّن شد و شاه شجاع لشكرى به محاصرهء آن تعيين كرد و مدّتى مديد هرروز حرب كردند و تيراندازان شيراز مردانگىها نمودند و نيز بسيارى به قتل آمدند ( 8 ) تا عاقبت الامر شاه يحيى به عجز ( 9 ) پيش آمد و به تربيت عمّ بزرگوار مستظهر گشت . ( 10 ) در اين ايّام كه شاه محمود يزد را از شاه شجاع بازگرفت و خواجه بهاء الدّين قرچى « 2 » را از قبل خود در يزد نشاند شاه شجاع ، شاه يحيى را نامزد يزد كرد و لشكرى مصاحب او بفرستاد ، به در يزد رفتند و هرروز جنگ مىكردند . بعد از چند روز محاصره جمعى چاخويان « 3 » شاه يحيى را با چند مرد از راه كاريز به اندرون بردند . خواجه بهاء الدّين بگريخت و به اصفهان رفت پيش شاه محمود و شاه يحيى در يزد متمكّن گشت و چون قوّت گرفت با شاه شجاع نيز گاه‌گاه افسادى مىانگيخت و شاه
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - م و ل : مراجعت . ( 3 ) - ت : بيت . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : « ذكر آمدن شاه نصرت الدّين يحيى به يزد » در ذيل وقايع سال 770 آمده است . ( 6 ) - ت : بيدر . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : از « و تيراندازان . . . » تا اينجا ندارد . ( 9 ) - ت : ندارد . ( 10 ) - م و ل : گشته .
( 1 ) براى اطلاع بيشتر - مطلع ، صص 337 - 338 . ( 2 ) مطلع : « قورچى » ، ص 339 ، تاريخ عصر حافظ : « قورجى » ، ج / 1 ، ص 196 . ( 3 ) چاخويان : حفّاران ( لغتنامه ) .