تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
خود شاه محمود ارزانى داشت و كرمان نامزد برادر خود كه خردتر بود ( 1 ) ، سلطان احمد كرد . بعد از مدّتى ميان برادران خلاف و نزاع پيدا شد و سبب آن بود كه مال ابرقوه را كه در ابتدا به نام شاه محمود كرده بود در اين ايّام وكلاى شاه شجاع تصرّف نمودند و شاه محمود فرصتى جسته خود را به يزد انداخت و يزد را بگرفت . ( 2 ) در يزد و اصفهان ( 3 ) نام شاه شجاع از خطبه بيفكند ( 4 ) و به استقلال خواست كه حكومت عراق كند ، شاه شجاع لشكرى ساخته گردانيده متوجّه اصفهان گشت و شاه محمود نيز با لشكرى آراسته به مقابله و مقاتله پيش آمد ، بعد از آنكه چند روز در مقابل يكديگر نشستند و جنگهاى عظيم كردند شاه محمود حصارى شد و شاه شجاع بر ظاهر اصفهان فرود آمد و خرابى تمام به اهل اصفهان رسيد . روزى شاه محمود جمعى را بيرون فرستاد و در كوچه باغ اصفهان سپاهيان در كمين نشاند و خود با سوار و پياده بسيار بيرون آمد ، اتّفاقا آن روز شاه شجاع سوار نشد و شاه سلطان با جمعى از دليران لشكر تا به دروازهء لنبان برفت . در حملهء اوّل شاه محمود به حيله خود را هزيمت داد شاه سلطان دلير شد و از عقب هزيمتيان برفت تا به در دروازه در كنار خندق محاربه‌ئى گرم شد . لشكر باقى كه در كمين بودند از پس پشت شاه سلطان درآمدند و شاه محمود عود كرد و از شهر غلبه‌ئى تمام از سوار و پياده بيرون آمدند و حربى اتّفاق افتاد كه صفت آن به قلم راست نيايد تا عاقبت الامر شاه سلطان دستگير شد و برادر كوچك او امير مبارز مقتول گشت و لشكر شاه شجاع به هزيمت به ( 5 ) قيتول خود رفتند . چون شاه سلطان را به شهر بردند هم از آن شربت كه او به امير مبارز الدّين چشانيده بود او را نيز چاشنى دادند و مولانا سعيد صدر الدّين عراقى در آن باب اين رباعى گفت : شعر ( 6 )
گر دست فلك چشم تو را ميل كشيد * در ذات شريف تو جهان نقص نديد آن‌كس كه بدان چشم تو آسيب رساند ( 7 ) * او نيز بعينه مكافاتش ديد
بعد از آن رسل در ميان شدند و بر آن ( 8 ) قرار دادند كه شاه محمود خطبه و سكّه به نام شاه شجاع كند و شاه شجاع نيز به جهت ناموس سلطنت بدين قدر راضى شد و از اصفهان
هامش
( 1 ) - م و ت : نامزد برادر خرد سلطان احمد . ( 2 ) - م و ل : ندارد . ( 3 ) - م و ل : « در يزد و اصفهان » ندارد . ( 4 ) - م و ل : بينداخت . ( 5 ) - م و ل : باز . ( 6 ) - ت : رباعى . ( 7 ) - ت : ميل كشيد . ( 8 ) - ت : به رأى .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 352 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )