تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
على درويش و فرهاد پيش اردوا ( 1 ) « 1 » خاتون روند و آنجا يارغو دارند و ببينند كه سخن كه راست است تا مستوجب اعزاز و اكرام شود و الّا كه در محلّ عتاب و غضب آيد . چون اين سخن به سمع امير صاحب قران رسيد بىتوقّف به طرف سمرقند روانه شد تا راستى خود ظاهر گرداند و غبار اين تهمت از دامن غرض خود بيفشاند . چون امير موسى و على درويش شنيدند پيشتر از بحث و تفتيش به سوى خجند روانه شدند . امير صاحب قران فرمود كه اين مفسدان [ 73 - آ ] سخن دروغ آغاز كردند و بنياد فساد و فتنه نهادند و اين ( 2 ) حاكم كه امير حسين است از وضع خود متغيّر شده در اموال مردم طمع كرده و مىكند و سخن مفسدان گوش مىدارد . اگر ناگاه تحقيق ناكرده غضبى راند و كار از دست برود چاره چه باشد . ؟ شعر ( 3 )
علاج واقعه پيش از وقوع بايد كرد * دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست
و هركس در اوّل فرصت وظايف حزم مرعى ندارد و جانب احتياط مهمل گذارد و بر دشمن بدانديش اعتماد كند در هلاك خود سعى كرده باشد و در زوال دولت خود كوشيده ، بنابراين معنى دولت امير صاحب قران او را بر آن داشت تا در آن ( 4 ) كار تأمّل فرموده غفلت و بىالتفاتى را به كار خود راه نداد و پيش از آنكه دشمن بدانديش بر او دست يابد قدم در مقام تدبير نهاد . چون سعادت مساعد بود آن تدبير با تقدير موافق افتاد . و ذكر قضايا بعد از حكايت آنچه در فارس و عراق در اين ايّام واقع شده تقرير داده آيد ، ان شاء اللّه تعالى وحده ( 5 ) .

حكايات مخالفت برادران شاه شجاع و شاه محمود و آنچه در فارس و عراق در اين تاريخ واقعه گشته

شاه شجاع بعد از آنكه پدر را بگرفت و به استقلال حكومت فارس و عراق را متصرّف شد شيراز را دار الملك خود ساخت و مملكت اصفهان و ابرقوه به برادر
هامش
( 1 ) - ت : اردو . ( 2 ) - ت : آن . ( 3 ) - ت : بيت . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد .
( 1 ) على درويش پسر بايزيد جلاير و برادرزادهء او بود . و ارده خاتون از خواتين ترمشيرين خان بود كه دختر او مادر على درويش بود و در حبالهء امير حسين . ظفرنامه على يزدى ، ج / 1 ، ص 87 .