تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
امير تيمور مولانازاده را درخواست كرده از پاى دار بازخريد [ 72 - ب ] و ديگران را با توابع همه هلاك گردانيد . بعد از آن كار امير حسين بالا گرفت و مملكت از مخالف صافى و ( 1 ) خالى شد و متمكّن گشت ، حرص بر مزاج او غالب شده به جمع اموال رعيّت دست‌درازى كرد و جماعتى را كه با او سربازى كرده بودند از خود متنفّر گردانيد و قصد گرفتن مال ( 2 ) ايشان كرد و از جمله آنها جمعى از ملازمان امير صاحب قران بودند مثل امير چاكو و امير سيف الدّين چاودو ( 3 ) « 1 » و آق‌بوقا بهادر و ايلچى بهادر و دولتشاه بهادر ايشان را به دست محصّلان سپرد و چون واقعه‌ها افتاده بود و مالها تلف شده آن مقدار كه طلب مىكرد به تمامى درست نمىشد . امير صاحب قران قدم در قضيّه ايشان نهاده مدد و مساعدت نمود و زر و نقره بسيار در معاملهء ايشان مبذول داشت از جمله دستوانه ( 4 ) و گوشواره آغاى معظمه الجاى تركان آغا كه خواهر امير حسين بود و در حبالهء امير صاحب قران در وجه مصادره ايشان بداد ، چون پيش امير حسين آوردند بشناخت امّا حرصش نگذاشت كه از سر آن بگذرد ( 5 ) و آن ( 6 ) مقدار ندانست كه حرص و بخل و دون همّتى با سردارى و پادشاهى جمع نشود . حكما گفته‌اند بخل در هيچ مقام نبود الّا كه حسرت هماغوش او باشد و طمع به هيچ در نرود الّا كه ( 7 ) مذلّت ( 8 ) و خوارى تابع او بود و شره و حرص با هيچ چيز نپيوندد الّا كه حرمان و خسران با او قرين بود . القصّه ، از جمله اين ( 9 ) مبلغ سه هزار دينار باقى ( 10 ) مانده بود . امير صاحب قران در عوض آن اسبان خاصّه خود پيشكش كرد دانست كه اسبان ( 11 ) جيبهء اوست قبول نكرد و بازگردانيد و گفت من به سراى شالى مىروم و به زر احتياج دارم مدد و معاونت كن و مال مرا ( 12 ) درست گردان و آن ( 13 ) سه هزار دينار نقد بفرست كه به جهت دستپمان ( 14 ) « 2 »
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - م و ل : مالهاى . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : دستواره . ( 5 ) - م و ل : درگذرد . ( 6 ) - م و ل : اين . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : ذلّت . ( 9 ) - م و ل : آن . ( 10 ) - م و ل : ندارد . ( 11 ) - م و ل : اسب . ( 12 ) - ت : من . ( 13 ) - م و ل : اين . ( 14 ) - ل : داستيمان .
( 1 ) مطلع : « جارود » ، ص 334 . ( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « دست پيمان » ، ص 33 . ظفرنامه على يزدى : « . . . كه از نقود مبغلى لايق جهت خواستارى دختر خوارزم فرستم » ، ج / 1 ، ص 87 . مطلع : « دسپتمان » ، ص 335 .