تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
قناعت نمودند ( 1 ) آن نيز مبذول نيفتاد . روز ديگر مأيوس و منفعل بازگشته در حوالى به غارت كه كار كهنهء آن پيشگان باشد ( 2 ) مشغول شدند ، ( 3 ) بعد از چند روز و با در ميان اسبان ايشان افتاد چنانچه اسبان بيشتر بمردند و اكثر لشكريان پياده ماندند و عزيمت مراجعت به ولايت خود كردند .

ذكر مراجعت امير صاحب قران و امير حسين به مملكت ماوراء النهر و كشتن سربداران و حكومت امير حسين

چون خبر تفرقه و بىسامانى مغولان به امير صاحب قران رسيد عبّاس بهادر را با سوارى چند فرمود كه از آب بگذرند ( 4 ) و به ولايت درآمده از احوال ياغى تحقيق كرده خبرى بياورد و در سمرقند مولانازاده و مولانا خردك ( 5 ) و [ 72 - آ ] ابو بكر ندّاف « 1 » ، سردار و صاحب اختيار گشته بودند و مغولان عزيمت مراجعت به ولايت خود نموده و مولانازاده سوارى چند به سبيل تفحّص به كنار ( 6 ) جيحون فرستاده بود . امير عبّاس به يكى از آن ( 7 ) سواران بازخورد او را گرفته پيش امير تيمور آورد و كماهى احوال مفصّل و مشروح از او معلوم كردند و بر مراجعت ( 8 ) مخالفان ( 9 ) و دشمنان شادمانى بسيار نمودند . مجموع اخبار را مرتّب نبشته سوارى با باد هم‌عنان ، پيش امير حسين فرستاد و خود نيز متعاقب سوار شده ( 10 ) متوجّه گشت . ( 11 ) چون امير حسين از كيفيّت آن حال خبر يافت و چگونگى اوضاع ماوراء النهر معلوم كرد اگرچه بر شكست مخالفان شادمانى نمود امّا از تهوّر سمرقنديان و جرأت نمودن ايشان بر جنگ و جدل متوهّم و متفكّر شد . بعد از دو سه روز امير تيمور برسيد . در باب سربداران رأيها زدند و تدبيرها انگيز كردند ، عاقبت قرار بر آن گرفت كه ايشان را به حبل حيل چون كفتار در بن‌غار گرفتار كنند و حالا مصلحت وقت را استمالت نامه‌اى منّت‌آميز نوشته ( 12 ) خلعت و كمر و شمشير و منشور سمرقند و يرليغ معافيات و مسلميّات اصول و اعيان مملكت به لغت‌نامه‌ها
هامش
( 1 ) - ت : نمود . ( 2 ) - ت : « كه كار كهنهء آن پيشگان باشد » ندارد . ( 3 ) - م و ل : اشتغال نمودند . ( 4 ) - م : بگذرد . ( 5 ) - ت : خوردك . ( 6 ) - ت : جانب . ( 7 ) - ت : اين . ( 8 ) - ت : ندارد . ( 9 ) - ت : ندارد . ( 10 ) - م و ل : گشته . ( 11 ) - م و ل : شد . ( 12 ) - ت : نوشتند .
( 1 ) درباره مولانا خردك و ابو بكر نداف رجوع كنيد به چند صفحه قبل .