تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
مؤكّد كرده همراه ايلچيان فصيح به سمرقند روان گردانيد ( 1 ) و بر اثر ايلچيان امير حسين مصلحت چنان ديد كه امير تيمور با كوچ خود از جيحون بگذرد و در كش و نخشب ( 2 ) به جهت اطمينان سمرقنديان زمستانگاه كند . چند روز در ييلاق شبرتو ( 3 ) همديگر را طويها داده به اتّفاق از ييلاق كوچ كردند و امير حسين به جهت قشلاق به جانب سراى شالى رفت و امير تيمور به يورت خود فرود آمد و از آنجا كوچ كرده به طرف كش و نخشب روان شد . چون به قرشى « 1 » رسيد عمارت باروى آن را بنياد نهاد و هم در آن زمستان تمام كرد و مولانازاده و جماعت سربداران چون به تحف و هداياى امير حسين و خلعت و كمر و شمشير مشرّف شدند به رسم مغولان زانو زده شادمانيها نمودند و از خود در آن معامله ( 4 ) حسابها گرفته سر به عيّوق افراشتند . بعد از آنكه از ( 5 ) نزول امير تيمور به قرشى خبردار شدند علىحدّه به جهت هر اميرى تبركى ساختند و پيش امير تيمور فرستادند ، ( 6 ) امير تيمور نوكران به سمرقند فرستاد به مهمّات خاصّه و سربداران را به تمام از طرف امرا ايمن گردانيد و از آنجا كه دانستگى او بود به خواب خرگوش ايشان را چنان برقرار بداشت كه قطعا و اصلا اثر خوف و وهم در دل ايشان نماند و بدين نوع آن ( 7 ) زمستان به آخر آوردند ، تمّت . ( 8 )
هامش
( 1 ) - م و ل : كردند . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : بشارتو . ( 4 ) - ت : مقابله . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : فرستاد . ( 7 ) - م و ل : « و بدين نوع آن » ندارد . ( 8 ) - ت : ندارد .
( 1 ) سبب اشتهار آن شهر به قرشى آن شد كه كپك خان در دو فرسخى نسف و نخشب قصرى بنا نمود و مغول قصر را قرشى خواند . ظفرنامه على يزدى : ج / 1 ، ص 85 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 347 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )