بكشتند . چون ( 1 ) امير حسين ازاينحال واقف شد گفت كار نوكر كهتر در اين قضيّه از مهتر بهتر و امير حسين را باز بر آن داشتند كه اسكندر اغلان را طلبيده به ياسا رسانيد .
چون زمستان به آخر آمد و فصل بهار عالم را به جمال خود زيبايى داد ، در اين اثنا خبر اجتماع دشمنان رسانيدند . امير صاحب قران قاصدى به امير حسين فرستاد و اين صورت اعلام فرمود . امير حسين حكم كرد كه امير تيمور مقدّمه لشكر شده پيش رود ، امير صاحب قران با پولاد بوقا و زنده حشم و لشكرهاى ديگر روانه شده به موضع آقار رسيدند و چند روز توقّف كردند تا اسبان و استران و اشتران ايشان ( 2 ) فربه شوند .
ذكر جنگ لاى « 1 » و هزيمت نمودن امير حسين و امرا
امير حسين در اين ايّام ( 3 ) لشكرها جمع كرده برسيد ( 4 ) و امير صاحب قران با لشكرها كه در آقار جمع كرده بود به اتّفاق از آب خجند گذشته ، چون به منقلاى دشمن نزديك رسيدند ، امير صاحب قران در ميان جيناس و تاشكند فرود آمد و لشكر را فرمود تا گرد خود را حصار ساختند و امير حسين نيز برسيد و لشكر را از آب گذرانيده فرود آمد و دشمنان لب آب بادام گرفته ( 5 ) فرود آمدند . در اين وقت امير حسين دل با امرا بد كرده بود و احوال او تغيير پذيرفته و امرا و اركان دولت نيز دو دل شده بودند و بىاعتماد گشته در آن روز از هردو طرف قراول به هم رسيدند و آن سال سال مار بود و قران نحسين نزديك رسيده در اوّل ماه رمضان صف آراستند . امير حسين در دست راست بود و در قول ( 6 ) تيلانچى بود ، از قوم ارلات و قراول امير الجايتو و بهرام و پولاد بوقا و فرهاد و ملك و مثل اين بهادران نامدار ايستاده بودند و امير صاحب قران دست چپ گرفته بود و لشكر را تعبيه كرده و آراسته و در قول خود امير سارى بوقا ( 7 ) را معيّن كرده بود و قراول تيمور خواجه اغلان و امير چاكو و امير حاجى سيف الدّين و امير مراد و امير عبّاس اين بهادران نامدار شش قشون مرد آراسته بودند و از سر عزمى تمام و جدّى بغايت
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - ت : اثنا .
( 4 ) - ت : روان شد .
( 5 ) - ت : « بادام گرفته » ندارد .
( 6 ) - ت : قيتول .
( 7 ) - ت : بغا .
( 1 ) در بيان جنگ لاى ر . ك : ظفرنامه على يزدى : ج / 1 ، صص 76 - 83 .