صاحب قران ( 1 ) تيموكا را با چهار نفر مرد به جانب قهلقه فرستاد تا خبر آورند . چون رفتند و ديدند كه مغولان در ولايت درآمدند ( 2 ) و غارت مىكنند . تيموكا به نزديك خانهء خود رسيد خويشان و آقاواينى حاضر شدند و يكديگر را در كنار گرفته و شادمانى نمودند هرچند تيموكا را گفتند به خانه فرود آى و فرزندان خود را ببين گفت مخدوم من از خانه دور است خدمتكار او خانه خود ( 3 ) را ببيند نشايد . در اين اثنا امير حسين و امير صاحب قران كوچ كرده به درّه گز رسيدند ( 4 ) و در ميدان الجى بوغا فرود آمدند . « 1 »
در اين اثنا امير صاحب قران شنيد كه امير سليمان و امير موسى و امير چاكو و امير جلال الدّين و امير هندوكا به ترمذ فرود آمدند . تولون بوغا را به سوى ايشان فرستاد تا شب در ميان كرده از آب آمويه بگذرند و احوال ايشان اعلام كنند . در اين اثنا ابو سعيد و منگلى بوقا و حيدر ( 5 ) با شش هزار مرد مكمّل كمر كينه و عداوت بسته و شب در ميان كرده وقت صبح به امير صاحب قران رسيدند و بر لب آب سياه كه در ميانه بود فرود آمدند و هر دو لشكر كمين يكديگر گرفتند . امير صاحب قران نزديك ايشان شد و به سخنان عاقلانه و كلمات شيرين آن عزيمت ايشان را فاتر گردانيد . آرى مرد عاقل و خردمند كامل را چون به دانش و رأى رزين مستطهر ( 6 ) باشد به شمشير زبان آن مقدار مصالح دين و دولت رعايت تواند كرد كه هزار مبارز به شمشير برّان از ده يك آن قاصر باشد . ايشان از سرآب درّه گز گرفتند و لشكر امير صاحب قران كناره سوت ارتقى ( 7 ) مىرفتند و در دو كنارهء لب ( 8 ) آن آب صف كشيدند و ميمنه و ميسره راست كردند . در اين وقت امراء ولايت كه به ترمذ آمده بودند مثل امير موسى و امير سليمان و امير چاكو همه پيش امير ( 9 ) صاحب قران حاضر شدند و شرط خدمت به جاى آوردند و تيموكا نيز پيوسته شد ( 10 ) و جنگ در پيوستند ( 11 ) از وقت ظهر تا به شب از طرفين تير مىانداختند .
ناگاه تيرى بر تيموكا رسيد و زخمدار شد . آن روز به شب رسانيدند . روز ديگر چون طليعهء صبح صادق بدميد امير صاحب قران بىتوقّف حمله كرد و به قوّت تأييد الهى و
هامش
( 1 ) - ت : تيمور گوركان .
( 2 ) - م و ل : آمد .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : فرود آمدند .
( 5 ) - ل : صدر .
( 6 ) - م و ل : ندارد .
( 7 ) - ت : قسوت اريقى .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 9 ) - م : امير جاكو .
( 10 ) - ت : و تيموكا كه بىخبر واقعه بود همراه امرا رسيد .
( 11 ) - م و ل : « و جنگ در پيوستند » ندارد .
( 1 ) براى اطلاع بيشتر - ظفرنامه على يزدى ، ج / 1 ، صص 60 - 62 .