ذكر گرفتار شدن امير حسين و امير صاحب قران در ماخان « 1 »
چون حال امير حسين و امير صاحب قران بدين مرتبه رسيد ( 1 ) امير على بيك ( 2 ) جاونى قربان ( 3 ) ازاينحال واقف گشت ، شصت نفر مرد مسلّح تعيين كرد تا برسر ( 4 ) ايشان تاختند و ايشان را گرفته به ولايت ماخان بردند و در موضعى موحش و مقامى ناخوش حبس كرد . امير محمّد بيك كه برادر بزرگ امير على بيك بود كس فرستاده برادر را نصيحت كرد و بدين فعل ناشايست ملامت نمود و مبالغت كرد تا دست از ايشان بدارد و از خاصّهء خود تحفهها و هديّهها جهت ايشان فرستاد ، على بيك بىمروّتى كرده آن تحفهها را بديشان نداد ، امّا ايشان را خلاص داده اسبى لاغر و استرى پير بديشان داد و اجازت كرد كه به هر طرف خواهند بروند ( 5 ) . در اين ولا مباركشاه سنجرى كه از كدخدايان ماخان بود به خدمت آمد و اسبان نيكو كشيد و عذرها خواست و خدمات پسنديده به جاى آورد .
امير صاحب قران آن اسبان را مجموع به امير حسين پيشكش كرد و به اتّفاق به طرف گرمسير روانه شدند . امير صاحب قران اجازت خواسته به سوى بخارا رفت و الجاى تركان را كه در چاه ( 6 ) پنهان كرده بود سوار كرده به ولايت و ايل درآمدند . تيموكا پيش رسيد و زمين خدمت ببوسيد پانزده مرد جمع شدند و سوار گشتند ( 7 ) و به طرف خزار رفتند و گلههايى كه در آن مواضع بود براندند و به آققوبى ( 8 ) « 2 » رسانيدند و از آب آمويه گذرانيده و به چولستان و ( 9 ) ريگستان درآمدند و ارغونشاه برداليغى كه از مصاحبان بندگى حضرت بود پانزده مرد ( 10 ) جمع كرده و چون هوا بغايت گرم بود به كنارهء آب در سايهء جنگل مدّت يك ماه توقّف كردند . ناگاه سپاهى انبوه پياده پديد ( 11 ) آمد توقّف مصلحت نديدند . توكّل بر خداى عزّ و جل كرده خود را در آب آمويه انداختند و به عنايت الهى از شرّ دشمنان ( 12 ) خلاص يافتند و الجاى تركان آغا در موافقت
هامش
( 1 ) - م و ل : شد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ت : قربانى .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - ت : خراميد برويد .
( 6 ) - ت : آنجا .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - م و ل : مرقولى .
( 9 ) - ت : ندارد .
( 10 ) - ت : كس .
( 11 ) - م و ل : باديد .
( 12 ) - ت : دشمن .
( 1 ) در بيان غدر على بيك جاونى قربانى با امير حسين و امير صاحب قران ر . ك : شامى ، نظام الدّين ، ظفرنامه ، از روى نسخهء فيلكس تاور ، با مقدمه و كوشش پناهى سمنانى ، تهران ، بامداد ، چاپ اول ، صص 59 - 61 .
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « آققوبى » ، ص 21 .