بماند حرم حرمتش از اسب فروجست و خود را فداى او كرد .
امير توكّل در اين حالت عنانريز برايشان حمله كرد و تا سوار شدن امير حسين امير تيمور دشمنان را باز پس نشاند ( 1 ) . القصّه ، با هفت سوار هردو امير در آن برّ بىفرياد افتادند و تا شب از بيم جان براندند . شب را در سايه خانهء ( 2 ) ريگ نزول كردند از آن هفت سوار دو خراسانى و يك چغتايى ماند و چهار ديگر ماوراء النهرى بودند ، اسبان ايشان را گرفته گريختند و هردو [ 67 - ب ] امير مجروح و مفلوك در آن صحرا بماندند . التجا به حضرت ذو الجلال كرده ، امير صاحب قران با اولجاى تركان آغا كه حرم محترم امير صاحب قران و خواهر امير حسين بود از چول بيرون آمدند و به جوى فى رسيدند .
تركمانان سر راه ايشان گرفتند الجاى تركان آغا را در چاهى پنهان كرد « 1 » تا دشمن از حال او وقوف نيابد ( 3 ) و شمشير كشيده متوجّه جنگ تركمانان ( 4 ) شد . ناگاه حاجى محمّد نامى كه دوست امير صاحب قران بود او را بشناخت . تركمانان ( 5 ) را از جنگ منع كرد و اسب كشيده او را سوار گردانيد . تركمانان آن شب ايشان را بازگرفتند ، چون روز شد و امير صاحب قران خسّت طبع ايشان مىدانست دو دانه مرواريد و يك لعل بدخشان ( 6 ) بديشان بخشيد و از دست ( 7 ) ايشان به تحرمز ( 8 ) خلاص يافت . حاجى محمّد مذكور سه اسب با ما يحتاج مهيّا كرد و قچرچئى « 2 » كه نامش سارى قولانجى بود تعيين كرد و ايشان را روانه گردانيده ، مقرّر كرد كه او را به امير حسين رساند . چون به خدمت امير حسين رسيد ( 9 ) اسبانى كه از تركمانان ستانيده بود پيشكش كرد و امير حسين را سوار كرده به محمودى رسيدند و در آن موضع آب نبود چاهى بكندند و از آن آب خوردند و دوازده روز آنجا منزل ساختند و برآسودند و بعد از آن به بند افتادند . ( 10 )
هامش
( 1 ) - ت : برد .
( 2 ) - م : خامه .
( 3 ) - م و ل : نشود .
( 4 ) - ت : تركمان .
( 5 ) - ت : تركمان .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ل : « به » ندارد ، ت : ندارد .
( 9 ) - م : ندارد .
( 10 ) - ت : از « و برآسودند . . . » تا اينجا ندارد .
( 1 ) ظفرنامه على يزدى : چاهى كه در آن غله مىريزند پنهان كرده ، ج / 1 ، ص 50 .
( 2 ) قچرچى : بلد ، پيش قراول ( دهخدا ) .