بريدند و از كمال شره به موقف كارزار با مرگ پيوستگى جسته تيغ انتقام از نيام آختند و در امضاى عزيمت گفتند ( 1 ) :
شعر
ز پاى ننشينيم تا به دست نايد كام
و زبان ( 2 ) زمانه برايشان مىخواند :
مصراع
به پاى خود به بلا مىروى زهى سروكار
دست اجل گريبان امل ايشان گرفته مىدوانيد ، چون به ( 3 ) نزديك صفّ لشكر ( 4 ) ملك معزّ الدّين حسين رسيدند و از طرفين سفير سهام در سفارت آمد ؛ از غرايب اتّفاقات و عجايب حالات آن بود كه دو تير قضا از پيش صف هردو امير را بر مقتل آمد چنان كه غير از آن دو امير آفريدهء ( 5 ) ديگر را آفتى و ( 6 ) زحمتى نرسيد .
شعر ( 7 )
نه خاكى به خون كس آغشته شد * نه يك مور در ( 8 ) زير پى كشته شد [ 62 - ب ]
و آن هردو امير به عالم آخرت رفتند و سپاه ايشان كه چون اوراق اشجار بسيار و قطرات امطار بىشمار بودند به يك ساعت از هم فرو ريختند ( 9 ) و منهزم گشتند . ملك معزّ الدّين حسين را بىتحمّل زيادت كلفتى « 1 » و مقاسات « 2 » حرب و ضرّ و شرّى ( 10 ) صبح بهروزى از مطلع فيروزى بدميد و بتابيد ، دولت و اتّفاق سعادت چنين فتحى روى نمود .
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
* » « 3 » چون ملك بخش - تعالى و تقدّس - ملك معزّ الدّين حسين را چنين نصرتى روزى كرد سجدات شكر به جاى آورده مظفّر و
هامش
( 1 ) - ت : م و ل : گفت .
( 2 ) - ت : فرمان .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - ت : هيچكس .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : بيت .
( 8 ) - م و ل : خونريز .
( 9 ) - م و ل : « از هم فرو ريختن و » ندارد .
( 10 ) - ت : شرّ .
( * ) قسمتى از آيه 54 ، سوره 5 .
( 1 ) كلفتى : سختى ، رنج ( لغتنامه ) .
( 2 ) مقاسات : تحمّل ، رنج ( لغتنامه ) .
( 3 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 6 .