تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
ظاهر نشد تا برقرار حمله‌هاى آتش ، آهنگ بديشان نمود مجموع را منهزم گردانيد و بسيارى را از ايشان به قتل آورد و جمعى را كه صباح از موردستان چادر بر سر كرده بدين محلّت آورده بودند همان چادرها بر سر خويشان دروازهء كازرون كردند و ايشان را حمايت نموده از قتل باز رهانيده به موردستان آوردند و باقى رنود و اوباش آن محلّه در قيد اسار گرفتار شدند و به موجب ايماى ناصرى عمر تمام به ياسا رسيدند و مدّت يك سال و نيم در آن محله ديّار نبود و نگذشت . ( 1 )

ذكر معاضدت عماد الدّين محمود كرمانى امير جمال الدّين ( 2 ) شيخ ابو اسحق را

چون آيتمور را آن قضيّه واقع شد و شكست بر لشكر شولستان افتاد بار ديگر اتباع و اشياع ( 3 ) شيخ محمود شاه جمع گشته ، عماد الدّين محمود كرمانى كه از دهات اركان دولت او به وفور شهامت مستثنى و از اعيان اقبال او به فرط جلادت ممتاز بود ، خواست تا مبانى دولت ويران شدهء امير جمال الدّين شيخ ( 4 ) ابو اسحق را به دعايم تدبير استوار گرداند و قواعد كار و بار بىفرجام او را به معمارى سعى و اجتهاد مستحكم كند . امّا شعلهء روح غريزى چون منطفى شود اطراف بدن را به گرمى و حرارت ( 5 ) آتش چه فايده . شعر ( 6 )
به كوشش بزرگى نيايد به جاى * مگر بخت نيكش بود رهنماى
به تربيت مقدّمات استنجاد مشغول گشته به اتّفاق و مساعدت سلغر شاه تركمانى كه خواهرزادهء امير ( 7 ) شيخ ابو اسحق بود لشكرى از هر جنس به حوالى دارابجرد جمع كردند ، چون به عرض شاه شجاع رسيد كه عماد الدّين به استظهار لشكر تركمان و گروهى بسيار از اعوان امير شيخ در دارابجرد به ترتيب مقدّمات جدال مشغول است و دعوت مغولان اوغانى و جرمايى آغاز كرده است :
هامش
( 1 ) - ت : از « و جمعى كه صباح . . . » تا اينجا ندارد . ت : بسيارى را از ايشان به قتل آورد و آنچه از تيغ پس آمدند در قيد اسار گرفتار گشتند و آنها را نيز كه اسير كرده بود به آخر همه را بكشت و شيراز بار ديگر مسخر گردانيد . ( 2 ) - ت : « جمال الدّين » ندارد . ( 3 ) - ت : اشباع . ( 4 ) - ت : امير شيخ . ( 5 ) - ت : ندارد . ( 6 ) - ت : بيت . ( 7 ) - ت : ندارد .