خلافت مىكرد . امير مبارز الدّين محمّد ( 1 ) ايلچى پيش او فرستاد و مضمون داعيهء خود معروض گردانيد . از آنجا شخصى را به وكالت خود پيش امير مبارز الدّين فرستادند ( 2 ) كه با او بيعت كنند . ( 3 ) امير مبارز الدّين به وقت توجّه به محاصرهء اصفهان چون به قريهء ماروانان ( 4 ) نزول فرمود آن داعيه كه از مدّتى ( 5 ) مديد باز در خاطر داشت به امضاء رسانيد و با وكيل خليفه المعتضد باللّه ابى بكر العبّاسى بيعت فرمود ، شعار نيابت و قائممقامى آن حضرت را ( 6 ) زينت ملابس سلطنت خود ساخت و در شهور سنهء خمس و خمسين و سبعمايه خطبه و سكّه مملكت ( 7 ) به نام خليفه تزيين داد و القاب مبارزى به رسم نيابت در خطبه و سكّه تالى ( 8 ) نام خليفه ساختند ؛ و از آنجا متوجّه محاصرهء اصفهان شد .
دراينحال امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق به حكم « الغريق يتعلّق بكلّ شىء » « 1 » به هركس توسّل مىكرد و به هر طرف كه گمان استمدادى [ 58 - آ ] مىبرد تمسّك مىجست . از جمله با امير سلطانشاه جاندار كه با او به يك سال پيش از اين تاريخ به يك سال حيلتى كرده بود و آنچنان بود كه سيّد جلال مير ميران كه صاحب اختيار اصفهان بود سلطانشاه جاندار را استدعا نمود ( 9 ) كه اصفهان به وى تسليم كند و مقاليد حكومت و ايالت آنجا به قبضهء تصرّف او گذارند . چون بدانجا رسيد او را مغافصة بگرفتند و به قلعهء طبرك محبوس داشت .
در اين ولا ، شيخ ابو اسحق تصوّر كرد كه چون با وى از راه وفاق ( 10 ) درآيد و او را از آن ورطه خلاص كند به وسيلت آن رعايت عنان خاطر او را به جانب اخلاص خويش معطوف گرداند و روى دل او را به سوى طاعت خويش متوجّه ساخت و بدين سبب بازوى شوكت خود را به معاضدت او قوى گرداند و مبانى رفعت به دعامهء « 2 » مظاهرت او افراشته دارد ، فى الجمله او را از قلعه بيرون آوردند و بدانچه مقدور و موضوع بود رعايت جانب به تقديم رسانيد او نيز به حكم « و دارهم ما دمت فى دارهم » « 3 » چند روزى با ايشان از راه موافقت درآمد و يك نوبت مصافى با عساكر مبارزى اقامت كرده
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : از « و مضمون داعيهء خود . . . » تا اينجا ندارد .
( 3 ) - ت : كند .
( 4 ) - ت : ماروان .
( 5 ) - ت : مدّت .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : ممالك .
( 8 ) - ت : باقى .
( 9 ) - م و ل : كرد .
( 10 ) - م و ل : نفاق .
( 1 ) غريق به هر چيزى مىآويزد .
( 2 ) دعامه : ستون ، هرچيز كه اساس و بنياد كارى باشد ( لغتنامه ) .
( 3 ) مادامى كه در خانهء ايشان هستيد ، با آنان مدارا كن .