ذكر وقايع و حوادث سنهء خمس و خمسين و سبعمايه « 1 »
چون سال سنهء خمس و خمسين و سبعمايه ( 1 ) درآمد امير محمّد مظفّر شاه سلطان را كه داماد و خواهرزادهء او بود به حكومت فارس تعيين فرموده عازم اصفهان شد و به جانب كرمان فرستاد كه لشكرهاى آن نواحى جمع گردانيده شاه شجاع نيز متوجّه عراق شود . حضرت شاه شجاع امتثال حكم پدرى را تلقّى نموده ، فرمود تا لشكريان اطراف بتخصيص هزارهء اوغانى و جرمايى بر جناح استعجال متوجّه گردند ، همگنان طوعا او كرها كمر انقياد بسته عنان همّت به صوب ملازمت دار الملك كرمان معطوف گردانيدند و رايات همايون شاه شجاعى ( 2 ) در ربيع الاوّل سنهء خمس و خمسين و سبعمايه ، نهضت فرمود . چون به مرحلهء شهر بابك رسيد امراء اوغانى و جرمايى تخلّف نمودند و عاقبت احوال ايشان ذكر كرده آيد - ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز ( 3 ) - چون راى عالى شجاعى بدين ( 4 ) مكيدت عثور « 2 » يافت حاليا تدارك افعال ايشان در توقّف گذاشته اوّلا به موكب همايون پدر ملحق گشتن اولى ديد در مخيّم قصر ( 5 ) زرد رايات مبارزى و شجاعى را قران افتاد .
در اثناى اين حال خبر رسيد كه آيتمور « 3 » كه امير معتبر شيخ ابو اسحق بود ( 6 ) از آن نواحى گذشته است و به شولستان رفته به تمهيد اسباب احتشاد « 4 » و ترتيب مقدّمات عناد ( 7 ) مشغول است و امير غياث الدّين منصور كه امير نافذ فرمان حشم شول « 5 » بود و
هامش
( 1 ) - م و ت : ندارد .
( 2 ) - ت : شجاع .
( 3 ) - ت : « ان شاء الله تعالى وحده العزيز » ندارد .
( 4 ) - م و ل : براين .
( 5 ) - ت : كوشك .
( 6 ) - ل : بوده است .
( 7 ) - م و ل : ندارد .
( 1 ) سال 755 ه . ق .
( 2 ) عثور : خبر شدن ، آگهى و اطلاع ( لغتنامه ) .
( 3 ) روضة الصفا : « ايتمور » ، ج / 4 ، ص 492 .
( 4 ) احتشاد : مجتمع شدن بر كارى ( لغتنامه ) .
( 5 ) شول : منظور شولستان است .