تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
را شهيد كردند و گفتند مرضى داشت بدان درگذشت ، و حالا مقبرهء ( 1 ) آن طفل ( 2 ) زيارتگاهى گشته ( 3 ) است . ( 4 ) شعر ( 5 )
بسى برنيامد كه بنياد خود * بكند آنكه بنهاد بنياد بد
چون خبر وفات على سهل به پدر واقعه ديده رسيد نمك بر دل مجروح پاشيده المى به خاطر خراشيده مضاعف گشت . چون امير مبارز الدّين محمّد در مملكت فارس استقرار يافت ( 6 ) به تربيت سادات و علما و فضلا مشغول گشته در امر معروف و نهى منكر ( 7 ) مبالغه مىنمود ( 8 ) به مرتبه‌ئى كه ( 9 ) هيچ‌كس را ياراى آن نبود كه نام مناهى و ملاهى برد و مردم را به سماع حديث و فقه و تفسير و مواعظ ترغيب مىفرمود . حضرت شاه شجاع را در اين معنى رباعى هست و ثبت افتاد : ( 10 ) بيت
در مجلس دهرساز مستى پست است ( 11 ) * نه چنگ به قانون و نه دف بر دست است رندان همه ترك مى پرستى كردند * جز محتسب شهر كه بىمى مست است
هامش
( 1 ) - م و ل : مقبره‌اش . ( 2 ) - م و ل : ندارد . ( 3 ) - م و ل : ندارد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : بيت . ( 6 ) - م و ل : حاصل شد . ( 7 ) - م و ل : ندارد . ( 8 ) - م و ل : كوشيد . ( 9 ) - ت : چنانچه . ( 10 ) - ت : « و ثبت افتاد » ندارد . ( 11 ) - م : بشكست است ، ل : بشكست .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )