تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
اندك انحرافى پديد آمد و ذات شريفش را عارضهء مرضى طارى شد . در اثناء اين حال رييس ناصر الدوله ( 1 ) و الدّين عمر كه از اكابر سرداران شيران ( 2 ) كلوى « 1 » محلّهء موردستان بود چند كس را از بطانهء خويش به حضرت مبارزى فرستاد ( 3 ) شعار مطاوعت و انقياد ظاهر گردانيد و از سلوك جادّهء متابعت اعلان كرد ، مقرّر گردانيد كه چون از دروازه‌ها جنگ دراندازند و اطراف شهر به مدافعت و ممانعت مشغول شوند ، دروازهء مبارك ( 4 ) موردستان را بر روى عساكر مبارزى بازگشايند . ( 5 ) در ثالث شوّال سنهء اربع و خمسين و سبعمايه بدين مواضعه جناب مبارزى نهضت نمود . چون به ديگر ( 6 ) دروازه‌ها نايرهء جدال اشتعال يافت ، رييس ناصر الدوله و الدّين ( 7 ) عمر فرمود تا پهلوانان و قتّالان و دلاوران و مردان موردستان به يك حمله قريب دويست سيصد نفر مرد اصفهانى را كه محافظت دروازه‌ها مىكردند بعضى را كشته و بعضى را بسته ، دروازهء بيرون را كه به سنگ و گچ مستحكم گردانيده بود منهدم گردانيده دروازه بگشادند ( 8 ) حضرت مبارزى با معدودى چند از خواصّ خود تا درون ( 9 ) شهر راند و متعاقب موكب ميمون شاه شجاع نيز به ايشان ملحق گشت . امير كريم جمال الدّوله و الدّين شيخ ابو اسحق چون بدين ( 10 ) صورت وقوف يافت جمعى نزديكان را به سر كوچه‌ها فرستاد ، چون ديد كه امواج فتنه نه بدان حيثيّت متلاطم است كه به سدّ الباب ( 11 ) فكر ناصواب مندفع گردد و امداد حادثه را به حوالى خود محيط يافت با جمعى از عورات و اندكى از نزديكان ( 12 ) از شهر بيرون رفته گفت : شعر ( 13 )
برداشتيم دل ز اميدى كه داشتيم * بر برنداشتيم ز تخمى كه كاشتيم
حضرت مبارزى چون به در خانقاه بدل ( 14 ) رسيد و رييس ناصر الدّين عمر در ركاب همايون ناگاه يكى از برادران لر امير ، كه كلو محلّت در بندان بود نسبت با امير
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ارسال كرد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : گشايد . ( 6 ) - ت : نزديك . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ت : رييس عمر دروازه موردستان بازگشاد . ( 9 ) - م و ل : به اندرون . ( 10 ) - م و ل : براين . ( 11 ) - ت : سر التهاب . ( 12 ) - ت : بزرگان . ( 13 ) - ت : نظم . ( 14 ) - ل : به در خانه در خانقاه بدل .
( 1 ) كلو : كلانتر بازار و ريش سفيد محلّه ( لغتنامه ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 260 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )