« في أمان من الظّلام » « 1 » به شيراز گريخت ( 1 ) و روز ديگر اهل قلعه به تمامى دربند اسار افتادند . از ايشان اكثرى را به تيغ انتقام گذرانيد و بعد از تسخير قلعهء سربند باز به ظاهر ( 2 ) دار الملك شيراز مراجعت نموده « العود أحمد » « 2 » برخواند ( 3 ) ؛ و ثانيا اسباب محاصره را اعداد كرد و در اين ايّام مزاج مبارك ( 4 ) مبارزى را مرضى طارى شد و زحمتى صعب روى نمود . بعد از چند روز مزاج شريفش از شربت خانه
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
* » « 3 » شربتى نافع يافت . امّا شرف الدّين شاه مظفّر را انحراف مزاجى طارى شد كه حذّاق اطبّا از معالجت آن عاجز شدند و معالجان ماهر از تدبير آن به ستوه آمدند ، تا در جمادى الآخر سنهء اربع و خمسين و سبعمايه منادى
« ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
* *
» « 4 » نفس قدسى نهاد او را به حظاير ( 5 ) قدس دعوت كرد و فرمان
« فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
* * *
» « 5 » عنان همّت او را به صوب دار السّلام معطوف گردانيد . حضرت مبارزى از عواصف آن حادثه كه فى الحقيقه هادم اللّذّات بود كوه حلم او را از تزلزل نگاه داشت تا ( 6 ) شماتت دشمنان علاوهء اندوه نگردد .
بعد از آنكه مرقد او را به مدرسهء ميبد فرستاد اين عبارت به ادا رسانيد ( 7 ) كه اگر ماه روى در نقاب كشيد آفتاب جهانتاب ( 8 ) را بقا باد ( 9 ) و اگر از فرقدان يكى غروب كرد ديگرى برقرار باد .
ولادت شاه مظفّر در غرّهء ( 10 ) محرّم سنهء خمس و عشرين و سبعمايه بود و وفاتش در آخر جمادى الآخر سنهء اربع و خمسين و سبعمايه . مدّت ( 11 ) بيست و نه سال و شش ماه ( 12 ) عمر يافت ، از او چهار پسر ماند ( 13 ) : شاه يحيى ، شاه منصور ، شاه حسين ، شاه على .
هامش
( 1 ) - م و ل : گريختند .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - م و ل : « برخواند » ندارد .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 5 ) - ل : خطاير .
( 6 ) - ت : با .
( 7 ) - ت : رسانند .
( 8 ) - م و ت : ندارد .
( 9 ) - م : ندارد .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 11 ) - ت : بدين .
( 12 ) - بيست و شش سال و نه ماه .
( 13 ) - م و ل : ماندند .
( * ) قسمتى از آيه 82 ، سوره 17 .
( * * ) آيه 28 ، سوره 89 .
( * * * ) آيات 29 و 30 ، سوره 89 .
( 1 ) در امان از تاريكى .
( 2 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 410 .
( 3 ) و اين قرآن را كه براى مؤمنان شفا و رحمت است ، نازل مىكنيم .
( 4 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 159 .
( 5 ) و در زمرهء بندگان من داخل شو و به بهشت من درآى .