تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بنابراين دليران لشكر را در قشون خويش آورده مقرّر گردانيده بود كه بعد از آنكه صفها راست كرده باشند و ياساميشى لشكر چنان كه رسم است به جاى آورده به هيأت مجموعى بر آن طرف حمله كنند . حضرت شاه شجاع چون اين حال مشاهده فرمود از اشتعال آتش شجاعت كه جبلّت مباركش بر آن ( 1 ) مركوز « 1 » بود به همراهان نايستاد و از التهاب نايرهء بسالت « 2 » كه ذات همايونش بدان مجبول « 3 » بود به استصحاب « 4 » اجناد التفات نفرمود ، تنها بر بارهء تندخوى كه در شب از خيل خيال رميدى و در روز از پيش نسيم شمال جهيدى به سوى دشمنان تاختن آورد . دشمنان از غرور شوكت و قوّت حملهء آتش آهنگ آوردند . حضرت شاه شجاع به معاضدت بازوى كامكار و معاونت تأييد كردگار ( 2 ) صدمات كوه‌گذاز بديشان مىپيمود و از قلب‌گاه حضرت مبارزى تكبير ( 3 ) گفته
« كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ
* » « 5 » مكرّر مىفرمود و از ميمنه رستم ميدان ظفر ، شرف الدّين شاه مظفّر بنيان ثبات دشمنان را به باد حملهء آتش آهنگ متزلزل مىگردانيد و تن خاكى ايشان را به آب تيغ جهانگشاى به خاك فنا مىسپرد . « 6 » در اثناء كرّ و فرّ يكى از جمله بهادران لشكر شيراز اما « 7 » بر پيشانى ( 4 ) بارهء تندخوى حضرت شاه شجاع چماقى زد ، چنان كه از غايت اضطراب سر و دست مىافشاند و از فرط دهشت قرار و آرام نمىگرفت تا شاه از او پياده شد و همچنان پياده كارزار مىكرد تا از خندهء تيغش چهرهء ظفر ، ضاحك و مستبشر گشت و از ابتسام حسامش مباسم دولت خندان شد . نسيم پيروزى از طرف حضرت مبارزى بوزيد از صناديد امراى لشكر شيراز امير محمد على اتابك و يحيى كوچك و حسام الدّين جاندار و يحيى كوچك ( 5 ) « 8 » و
هامش
( 1 ) - ت : ندارد . ( 2 ) - م و ل : « و معاونت كردگار » ندارد . ( 3 ) - ت : نكته . ( 4 ) - م و ل : ندارد . ( 5 ) - م : كور . ( * ) قسمتى از آيه 249 ، سوره 2 .
( 1 ) مركوز : نهاده شده و نصب شده ( ناظم الاطباء ) . ( 2 ) بسالت : شجاعت ( لغتنامه ) . ( 3 ) مجبول : آفريده شده ، سرشته ( لغتنامه ) . ( 4 ) استصحاب : همراهى ، در كنار يكديگر بودن ( لغتنامه ) . ( 5 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 29 . ( 6 ) مطلع : « باغ ملك از جويبار تيغ سبزش خورده آب » ، ص 254 . ( 7 ) اما : حقا ( اقرب الموارد ) . ( 8 ) مطلع : « كوچك » ، ص 255 .