حرب و ضرب نهاده مقاومت را مستعدّ باشند و متشمّر گردند . ( 1 ) سپاه خود را بر جنگ تحريض نموده فرمود : ( 2 )
شعر
بكوشيم در جنگ مردانهوار * چه انديشه از لشكر بىشمار
دل و زور و زهره به كار آوريم * صف قلب تركان ز هم ( 3 ) بردريم
خداوند داناى پروردگار * بگرداند از ما بد روزگار « 1 »
براين اتفّاق كرده از جانب شرقى و شمالى شهر هرات از بوى مرغ تا كهدستان « 2 » ديوارى كشيدند و جرى ( 4 ) كندند مجارى و منافذ آن فروگرفتند و مواطى « 3 » و شواطى « 4 » استوار ساخته و لشكرها را جمع گردانيده ساز و اهبت جنگ از شهر بيرون آوردند . امير قزاغن با لشكرهاى آراسته از درّهء باشتان درآمد به كهدستان نزول فرمود و در ابتدا كه رسيدند احتياط نموده همان روز به سرلشكر هرات در نيامدند و آن روز در كهدستان بودند .
روز ديگر امير قزاغن و پادشاه بيان قولى و امير ستلمش و امير الجايتو و ديگر امرا و نوّاب سوار شده در دامن گازرگاه ( 5 ) بالاى پشته بلند برآمدند و از آنجا لشكر ملك را احتياط نموده امير قزاغن فرمود كه اين تازيك « 5 » شيوهء جنگ كردن نمىداند . اين محلّ كه او اختيار كرده است ( 6 ) لشكر ما غالب خواهند آمد بدان ( 7 ) دليل كه لشكر ما از سربالا فرود مىآيند و ايشان كه روى به ما مىكنند ايشان را به سربالا مىبايد آمد . ( 8 ) ديگر آنكه چون آفتاب طلوع كند بر روى ايشان مىافتد مقابل خود را نيكو احتياط نتوانند و مردم ما را آفتاب از پس پشت خواهد بود . ديگر آنكه در هرات باد از جانب شمال مىآيد و در اين محلّ ايشان روى به باد خواهند داشت چون گرد سم اسبان پيدا شود هيچ نخواهند ديد كه از مقابل ايشان تير و تيغ چگونه مىآيد . فى الجمله ، از آن پشته باز به
هامش
( 1 ) - ت : باشند .
( 2 ) - ل : گفت .
( 3 ) - ل : به هم .
( 4 ) - ل : جوى .
( 5 ) - ت و ل : گادزكاه .
( 6 ) - م و ل : از « اين محل كه . . . » تا اينجا ندارد .
( 7 ) - ل : برآن .
( 8 ) - م و ل : آورد .
( 1 ) اين دو بيت آخر در مطلع نيست ، ص 243 .
( 2 ) مطلع : النگ كهدستان ، همان .
( 3 ) مواطى : ج ، موطى : الموالطا : جاى پا ( معجم الوسيط ) .
( 4 ) شواطى : مفرد شاطى ، رود و رودخانه و ساحل آن ( معجم الوسيط ) .
( 5 ) مطلع : « تاجيك » ، ص 244 .