بيت
تَبه كرد تركان سه ده در هزار * به آورد و ناورد در كارزار
بسى بَرده بُرده به ايران زمين * به زير و زبر كرده توران زمين
سرافراز ميران ( 1 ) رزمآزماى * به پيشش ستاده سراسر به پاى « 1 »
چون امير الجايتو و امير اران و امير ابان و امير عبد اللّه طايفى و امير ستلمش و امير تومان و شاهان بدخشان و غيرهم به يك بار به زانو درآمدند و دعا و ثناى پادشاه و امير به زبان راندند و از صدق دل و اعتقاد ضمير معروض گردانيدند كه هرچه حكم بود ( 2 ) و فرمان شود ( 3 ) بندگان برآن موجب كمر بندگى بر ميان جان بسته ( 4 ) به تقديم رسانند .
به ما خان چه فرمان دهد آن كنيم * بدانديش را تيغ درمان كنيم
ز ما يادگارى شود در جهان * به دفتر نويسند كارآگهان
بسى خسروان در پناه تواند * ميان تنگ بسته به راه تواند « 2 »
امير قزاغن بر امراى خود آفرين فرموده عساكرى كه نطاق عقد بنان از احصاء آن تنگ آيند و سيّاح وهم به سرحدّ حصر آن نرسد و مسّاح فكر به مساحت تقدير و استخراج به كسر ( 5 ) [ 48 - ب ] آن راه نيابد عرض داد و جيبا و آلات نبرد احتياط فرمود و با سپاهى خونخوار چون تلاطم امواج بحار بىشمار ، عنان حركت به صوب خراسان معطوف گردانيد و از اين طرف ملك معزّ الدّين حسين چون از عزيمت ايشان آگاه شد امير آخور ( 6 ) پدر امير عبد اللّه را كه يكى از امراء معتبر بود در زمان ملك حسين ( 7 ) با سيصد سوار از مردان كار مقرّر گردانيد كه به رسم طلايهء لشكر تا بدانجا كه توانند بروند و اخبار معلوم گردانيده روزبهروز اعلام دهند و اگر محقّق شود كه لشكرهاى چغتاى و امير قزاغن با امراء ماوراء النهر به تمام ( 8 ) متوجّه اين طرف گشتهاند توقّف نكند و مراجعت نمايد .
هامش
( 1 ) - ت : مردان .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - ت : بود .
( 4 ) - ت : « كمر بندگى بر ميان جان بسته » ندارد .
( 5 ) - م و ل : « به كسر » ندارد .
( 6 ) - ت : آخر .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - م و ل : « به تمام » ندارد .
( 1 ) اين ابيات در مطلع نيست ، ص 242 .
( 2 ) اين ابيات در مطلع نيست ، همان .