از تن جدا كرده به هرات آورده ( 1 ) در كوى خيابان به حوالى مزار متبرّك امام فخر الدّين رازى « 1 » - رحمة اللّه عليه ( 2 ) - دو منار در برابر يكديگر از دو طرف كوى برآوردهاند و لشكر تا كنار آمويه برفتند و آن حدود را غارت كردند و ملك معزّ الدّين ( 3 ) حسين دعوى سلطنت كرد و چتر و دورباش با او بر رسم سلاطين روان كردند و نوبت پنج كرد . در آن ايّام مولانا لاغرى شاعر ملازم بود . قصيده در مدح ملك به عرض رسانيد چند بيت از آن قصيده كه براين معانى دالّ بود و تمامى حالات در آن درج كرده بود به استشهاد ثبت افتاد و هى هذه : ( 4 )
قصيده ( 5 )
شد سرير سلطنت را كار اكنون با نظام * كز جلوس خسرو عادل فزودش احترام
تخت را صد پايه در زينت فزون شد چون نمود * راى اعلاى شه غازى به حالش اهتمام
خسرو پردل معزّ الدّين و الدّنيا حسين * آنكه زينت يافت از دأب شريف او انام
صفدر خورشيد فرّ ، سلطان گردون احتشام * و آنكه عدلش داد كار مملكت را انتظام
پنج نوبت بر صداى نوبتت دارد دو گوش * شد صداى نوبتت گوئى مؤذّن را امام
هامش
( 1 ) - ت : آوردند .
( 2 ) - ت : عليه الرحمه .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - م و ل : « به استشهاد ثبت افتاد و هى هذه » ندارد .
( 5 ) - م و ل : اين قصيده را ندارد .
( 1 ) فخر رازى : محمد بن عمر بن حسين بن على طبرستانى . در 543 ه . ق . در رى متولد و در 606 ه . ق .
در هرات مدفون شد . لقبش فخر الدّين و منسوب به خاندان قريش است . كنيتش ابو عبد اللّه و مشهور به امام رازى و امام فخر الدّين و فخر رازى ابن خطيب و امام المشككين است . وى از فحول حكما و علماى شافعى است و جامع علوم عقلى و نقلى بوده و در تاريخ و كلام و فقه و اصول و تفسير و حكمت و علوم ادبيّه و فنون رياضيّه وحيد عصر خود بود . بعضى از آثار او عبارتاند از : 1 - الاربعين فى اصول الدّين 2 - اسرار التنزيل و انوار التأويل 3 - اسرار النجوم 4 - تفسير كبير موسوم به مفاتيح الغيب 5 - المباحث المشرقيه - ريحانة الادب ج / 4 ، ص 297 ، زركلى ، الاعلام ، ج / 7 ، ص 203 ، روضات الجنّات فى احوال العلماء السادات ، ج / 8 ، ص 36 - 44 ، تاريخ ادبيات صفا ، ج / 2 ، ص 1016 .