ذكر حوادث و وقايع سنهء اثنى و خمسين و سبعمايه « 1 » هجريّه
در اين سال امير قزاغن لشكرى سنگين از جانب ماوراء النهر به خراسان كشيد و سبب آن ( 1 ) حال چنان ( 2 ) بود كه ملك معزّ الدّين حسين بعد از آنكه به استقلال چند سال در حكومت هرات بماند و خطبه و سكّه به نام خود كرد و لشكر امير وجيه الدّين ( 3 ) مسعود سربدار را بشكست چنان كه ( 4 ) شرح داده آمد ، و در بلاد ماوراء النهر امير قزاغن با پادشاه غزان مخالفت نمود ؛ از آن طرف كسى را پرواى هرات نبود و ملك معزّ الدّين ( 5 ) حسين اكثر ولايت قهستان و خراسان از دست مولائيان انتزاع ( 6 ) نمود و حشمى كه در بادغيس و مرغاب نشسته بودند مال و لشكر به ملك معزّ الدّين ( 7 ) حسين مىدادند و چند كرّت لشكر به طرف بلخ و اندخود و شبورغان برد ( 8 ) و آن نواحى را غارت كرد . امراء ارلات « 2 » و اپاردى « 3 » جمع گشتند و لشكرى به سوى بادغيس آوردند و ملك معزّ الدّين حسين به سرايشان تاخت ( 9 ) و برايشان ظفر يافت و چندانى از ايشان به قتل آورد كه سرهاى ايشان
هامش
( 1 ) - م و ل : اين .
( 2 ) - ت : آن .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 4 ) - م و ل : چنانچه .
( 5 ) - م و ل : ندارد .
( 6 ) - ت : افراغ .
( 7 ) - م و ل : ندارد .
( 8 ) - م و ل : « اندخو برد و شبورغان و آن نواحى را غارت كرد » .
( 9 ) - ت : « تاخت » ندارد .
( 1 ) سال 752 ه . ق .
( 2 ) ارلات : قومى در حدود فارياب و ميمنه ( دهخدا ) . قبيلهايى از چغتاى ، سمرقندى ، كمال الدّين عبد الرزاق . مطلع سعدين و مجمع بحرين ، تصحيح محمد شفيع . لاهور 1365 .
( 3 ) اپاردى / اپردى : نام يكى از طوايف شمال خراسان قديم ، مقيم نواحى شبرغان و اندخود . امروز در بين عوام به زنان شرور و بىادب و هتاك و گستاخ آپارتى مىگويند كه شايد اشاره به همين قوم باشد ( احسن التواريخ ، ص 821 ) .