و آن را نيز از چشم مردم پنهان مىداشت ، به هر گوشه جانى به نانى مىدادند و هيچكس التفات نمىكرد و به هر طرف شريفى را به رغيفى « 1 » مىفروختند و كس نمىخريد چندان مردم از فرط مجاهدت هلاك شدند كه دست قدرت از تجهيز و تكفين عاجز ماند و از كثرت مردگان زمان به حفر قبور مساعدت نمىكرد ، اموات را جز لباس جوع كفن نمىرسيد و بر متوفّى جز نالهء رنجور و گريهء مهجور . نوحه نمىرفت . القصّه ، حالتى بدين نوع كه شمهئى به تحرير پيوست در آن سال به ظهور رسيد . ( 8 ) [ 48 - آ ]
هامش
( 8 ) - ت : از « نوحه نمىرفت . . . » تا اينجا ندارد .
( 1 ) رغيف : گردهء نان كه براى پختن قدرى پهن كرده باشند ( غياث ) .