به نام نكو گر بميرم رواست * مرا نام بايد كه تن مرگ راست
با وجود لشكر شكسته شمشير مىزد و جنگ مىكرد تا آن زمان كه به قتل آمد بقاياى لشكر او چون آنحال مشاهده كردند دست از رزم و قتال ( 1 ) كوتاه گردانيده ( 2 ) روى از صف ( 3 ) جنگ و موقف نام و ننگ برتافتند .
شعر ( 4 )
همه كبود لب ( 5 ) و زردروى و سرخ سرشك * همه شكستهدل و تيرهچشم و خشكدهان
امير قزاغن حكم فرمود كه چون غزان سلطان كه اصل الباب اين قضيّه و مادّهء نزاع بود از ميان برداشته شد كسى در عقب [ 40 - ب ] هزيمتيان نرود و دست از غارت و تاراج كشيده دارند و متعلّقان غزان سلطان را ايمن گردانيد ، و خاتون غزان سلطان تورمش خاتون را امير محمّد خواجه در عقد نكاح آورد و سراى ملك خانم در آن تاريخ پنج ساله بود . امير قزاغن را چون اين فتح دست داد و دشمنى ( 6 ) به قوّت را مقهور گردانيد حقّ - سبحانه و تعالى - را سجدهء شكر به جاى آورد و آن ( 7 ) نصرت و ظفر از فضل و عنايت او مىدانست ( 8 ) و به صدق نيّت و خلوص طويّت
« أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
* » « 1 » را قدوهء خود بر
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
* *
» « 2 » با بندگان خداى تعالى معاش پسنديده كرد .
امير قزاغن اميرى عادل ، عاقل ، مبارك قدم بود چنانچه در اوان دور دولت او مجموع اصناف طوايف مرفّه و آسوده گشتند و هيچ كسى را از هيچ جهتى شكايت از روزگار نماند و امور دين و دولت در زمان او به اوج رفعت رسيد . علماء و اشراف را توقير فرمودى رعايا و زيردستان را مرفّه داشتى و هيچ زبردست ، زيردست را نيارست
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - م و ل : كرده .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - ت : بيت .
( 5 ) - ت : تن .
( 6 ) - ت : دشمن .
( 7 ) - ت : ندارد .
( 8 ) - ت : از فضل و عنايت ايزدى داشت مىدانست .
( * ) سورهء 28 ، آيه 7 .
( * * ) سورهء 16 ، آيه 90 .
( 1 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 450 .
( 2 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 576 .