چون استقرار و استقلال خويش مشاهده كرد و قوّت و مكنت را چنانچه ( 1 ) در خيال نداشت در نظر آورد خواست كه جوانب و اطراف ممالك را به تحت فرمان خود درآورد ، ايلچيان به اطراف فرستاد ( 2 ) و به اظهار ( 3 ) مطاوعت و متابعت خود دعوت كرد اكابر اصفهان انقياد نمودند و حاكم هرمز نيز مال فرستاد و اظهار اطاعت كرد و بعد از آن يوما فيوما عظمت و شوكت و ابهت و بختيارى او روى در تزايد و ترقّى نهاد ( 4 ) حكومت و سلطنت او رونقى تمام گرفت و نام و آوازهء او به اطراف رسيد ( 5 ) .
هامش
( 1 ) - م و ل : چندانچه .
( 2 ) - م و ل : فرستادند .
( 3 ) - م و ل : « اظهار » ندارد .
( 4 ) - ت : از « و بعد از آن يوما . . . » تا اينجا ندارد .
( 5 ) - م و ل : از « حكومت و سلطنت . . . » تا اينجا ندارد .