ذكر مولانا شمس الدّين صاين قاضى
چون امير ملك اشرف به وقت توجّه به دار الملك فارس از امير محمّد مظفّر استمداد نمود و امير محمّد مظفّر توجّه خود بدان طرف موقوف گردانيد كه ملك اشرف مولانا شمس الدّين صاين قاضى را پيش امير محمّد مظفّر فرستاد چنانچه ذكر آن گذشته است . چون مولانا شمس الدّين صاين قاضى ( 1 ) را به يزد آوردند و بر مقتضى
« وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
* » « 1 » نتايج قبح سيرت شامل احوال خويش ( 2 ) يافت تدبير جز اعتراف به تقصير نمىدانست و چاره جز اظهار بيچارگى نمىيافت . التجاء به جمعى از اكابر يزد كرد و به وسيلت شفاعت ايشان سلسلهء عاطفت و مرحمت جناب مبارزى متحرّك گشته ، هفوات و زلّات ( 3 ) او را ( 4 ) به استار صفح و اغماض و مرحمت پوشيده گردانيد . ( 5 ) حضرت مبارزى به حكم « العفو زكات الظّفر » « 2 » صحيفهء جرايم او را پايمال عفو و اغماض فرمود .
شعر ( 6 )
چو دشمن كند پوزشى برگناه * تو بپذير و عذر ( 7 ) « 3 » گذشته مخواه
بعد از آنكه به امداد مكارم و احسان اختصاص يافت و به ملابس انعام و اكرام مشرّف شد در سايهء رايات همايون مبارزى متوجّه كرمان گشت و قلعهء سيرجان كه از امّهات قلاع ايران بل رياع جهان است شير گردون از بيم مصادمهء برجش چون پلنگ گرد مكر گردد و نسر طائر « 4 » از مجاورهء ذروهء آن چون عنقا آشيانه در قلهء كوه كند .
هامش
( 1 ) - ت : « صاين قاضى » ندارد .
( 2 ) - م و ل : خويشتن .
( 3 ) - م : زلاتش .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - م و ل : ماند .
( 6 ) - ت : بيت .
( 7 ) - م : غدر .
( * ) قسمتى از آيه 43 ، سوره 25 .
( 1 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 85 .
( 2 ) گذشت ، زكات پيروزى است .
( 3 ) مطلع : « كين » ، ص 200 .
( 4 ) نسر طائر : يكى از صور شمالى فلك كه چون عقابى به پر توهّم شده و صورت نسر طائر را شاهين و عقاب نيز خوانند ( لغتنامه ) .