كرده بود و به عهود ايمان غلاظ مؤكّد گردانيده در حاشيهء ضميرش نمىگذشت و التزامات كه به عهود و مواثيق مستحكم [ 36 - آ ] كرده ( 1 ) هرگز به گوشهء خاطرش گذار نمىيافت .
نظم
كأن لم يكن بين الحجون « 1 » إلى الصّفا « 2 » * أنيس و لم يسمر بمكّة سامر « 3 »
ذكر استيلاء امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق بر ممالك فارس و عراق عجم
در اين ( 2 ) سال سنهء اربع و اربعين و سبعمايه چون امير ملك اشرف و ياغى باستى به سبب كشته شدن امير شيخ حسن چنان كه ذكر آن گذشت از منزل هرات و مروز عزيمت شيراز فسخ كرده متوجّه آذربايجان شدند پايهء جاه امير جمال الدّين شيخ ابو اسحق روى در ترقّى نهاد و طول و عرض بارگاهش از اندازه بيرون شد ، گوى ( 3 ) حكومت ممالك فارس را به خلوّ « 4 » الميدان در خم چوگان اقتدار آورد و بارهء ولايت و ( 4 ) ايالت آن ولايت را لعدم النّزاع در مضمار كامرانى راند ، لشكرى بىاندازه از هر طرف بر وى جمع شدند و گروهى بيكران از امراى شجعان روى به خدمت و ملازمت او نهادند . از تواتر مدارك امّيد پاى از درجهء امارت بر ذروهء سلطنت نهاد و از بيشتر منال آمال دست از شاخ فرماندهى به شاخ پادشاهى زده در ممالكى كه حيّز فرمان او بود خطبه و سكّه به نام خويش مقرّر كرده و تاج و تخت و چتر و دورباش به رسم سلاطين كامكار بياراست .
هامش
( 1 ) - م و ل : يافته .
( 2 ) - م و ل : شهور .
( 3 ) - ت : گوئى .
( 4 ) - ت : ندارد .
( 1 ) الحجون : كوهى در مكه .
( 2 ) الصّفا : منطقهئى از كوه ابو قبيس در مكه نزديك به مشعر الحرام .
( 3 ) گويى در ميان كوه حجون تا كوه صفا هيچ همدمى نبوده و در مكّه هيچ داستانسرايى داستان نگفته است .
معجم البلدان ، ياقوت حموى ، دار الكتب العلميه ، بيروت - لبنان ، الطبعه الاولى ، 1410 ه . ق . ج / 2 ، ص 260 ، زيدرى نسوى ، شهاب الدّين محمّد ، نفثة المصدور ، تصحيح دكتر امير حسن يزدگرى ، انتشارات آموزش و پرورش ، 1343 ، ص .
( 4 ) خلوّ : خالى بودن ، خلاء ( لغتنامه ) .