حركتى خواهم كرد مبادا كه شما را توهّمى باشد . ياغى باستى برگرفتن ايشان رضا داد . امير ملك اشرف ايشان را بگرفت و به ياسا رسانيد و از آنجا متوجّه تبريز شدند . در اين اثنا امير محمّد عليشاهى كه وزير سليمان خان بود از تبريز آمد و امرا را بديد ، محمّدى او را در تربيت گرفت به سبب آنكه او را با خواجه عبد الحىّ عداوت بود مىخواست كه وزارت به دو دهد . چون به تبريز نزول كردند امير ياغى باستى به درب مهامهن « 1 » نزول كرد و امير ملك اشرف در درب رى . بعد از چند روز كه اقامت كرده بودند و ياغى باستى غافل نشسته ناگاه ملك اشرف برسر او تاختن كرد و او را بگرفت و پيش خود برد و به نوعى قصد او كرد كه هيچكس برآن اطّلاع نيافت و آوازه انداخت كه ياغى باستى گريخت و معلوم نشد . ( 1 )
تا گردش زمانهء فانى به دو چه كرد * گيتى چه باخت باوى و گردون به دو چه كرد ( 2 ) « 2 »
بعد از آن امير ملك اشرف در حكومت متمكّن شد ( 3 ) و به استقلال تمام بنشست و حكومت بر او قرار گرفت ، و السّلام ( 4 ) .
ذكر احوال امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر در اين سالهاى مذكور ( 5 ) و استخلاص قلعهء بم بردست امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر ( 6 )
چون امير مبارز الدّين محمّد مظفّر را خاطر از انتظام امور كرمان فارغ شد و قاعدهء حكومتش در آن نواحى استحكام ( 7 ) يافت روى به استخلاص قلعهء بم آورد و آن قلعهئى است كه از بلندى ايوان به عمارت سليمان - عليه السّلام - اشتهار يافته و در تواريخ ( 8 )
هامش
( 1 ) - م و ل : « معلوم نشد » ندارد .
( 2 ) - م و ل : اين بيت را ندارد .
( 3 ) - ت : « متمكن شد » ندارد .
( 4 ) - م و ل : از « و به استقلال تمام بنشست . . . » تا اينجا ندارد .
( 5 ) - ت : « احوال امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر در اين سالهاى مذكور » ندارد .
( 6 ) - م و ل : « و استخلاص قلعهء بم بر دست امير مبارز الدّين محمّد بن مظفّر » ندارد .
( 7 ) - ت : استقامت .
( 8 ) - م و ل : تاريخ .
( 1 ) مطلع : « مهامن » ، ص 194 .
( 2 ) اين بيت در مطلع نيست ، ص 194 .