اشرف امير جداى بر بوانقار « 1 » ايشان حمله كرد و آن قشون را شكست . سيورغان و ياغى باستى به هزيمت رفتند امير جداى تكاميشى « 2 » كرد و ملك اشرف مظفّر و منصور در ناتيل در صحراى سمكور « 3 » كه وقتى شهرى بوده است نزول كرد و نوشروان نامى كه قبچاچى او بود و نژاد او از كاويان بود نام پادشاهى بر او انداخت و بر تخت نشاند و او را نوشروان عادل نام كرد و اين واقعات در شهور سنهء اربع و اربعين و سبعمايه هجرى ( 1 ) به وقوع پيوست .
ذكر امارت و حكومت ملك اشرف - طاب اللّه ثراه - و مدّت حكومت او سيزده سال بود ( 2 )
چون اين فتح امير ( 3 ) ملك اشرف را دست داد به گنجه آمد و امير سيورغان ياغى باستى به موضع بانى ( 4 ) رفتند و قاضى محيى الدّين بردعى و فخر الدّين حبشى ( 5 ) را پيش ملك اشرف فرستادند و دم از صلح زدند . ملك اشرف نيز راضى شد و كس فرستاد ، باز امير سيورغان از مصالحت پشيمان گشته از امير ياغى باستى جدا شد و به طرف ديار بكر رفت و ايلكان ، پسر [ 33 - ب ] امير شيخ حسن بزرگ در حدود ديار بكر بود . امير سيورغان را تعظيم بسيار كرد و فرصت مىجست تا مجال يافت و سيورغان را بگرفت و قصد كرد ، و از اين جانب ياغى باستى با ملك اشرف پيوست و با يكديگر بغايت متواضع بودند به اتّفاق متوجّه تبريز شدند . چون از ارس عبور كردند در كنار آب دره ورد ملك اشرف مىخواست كه حاجى حمزه و حسين اتنغا را بگيرد . خواجه عبد الحىّ را كه نايب قديم و وزيرش بود پيش ياغى باستى فرستاد و گفت : من چنين
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : « ذكر كشته شدن امير سيورغان را ميرياغى باستى پسران امير چوپان » .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - ل : بابى .
( 5 ) - م و ل : حبش .
( 1 ) بوانقار : جناح راست ( لغتنامه ) .
( 2 ) تيكاميشى / تكاميشى : تعقيب ، تعاقب ( لغتنامه ) .
( 3 ) مطلع : « سمكور » ، ص 195 ، ذيل جامع التواريخ : « شمهكور در ناتيل » ، ص 224 ، تاريخ آل جلاير :
« شمكور در شمال غربى و در ده فرسنگى گنجه واقع و چون دژ مستحكم اران تلقى مىشده است » ، ص 301 .