ذكر وقايع و حوادث سنهء اربع و اربعين و سبعمايه « 1 » حكايت كشته شدن امير شيخ حسن كوچك
از معظم وقايع شهور سنهء اربع و اربعين و سبعمايه ( 1 ) كشته شدن امير شيخ حسن بن تيمورتاش بن امير اعظم اعدل چوپان است و صورت اين واقعه چنان بوده است كه چون امير شيخ حسن ممالك آذربايجان و ارّان و موغان و عراق عجم مسخّر و مضبوط گردانيد [ 32 - آ ] تا حقيقت آيت
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
* » « 2 » به معنى « لا رادّ لقضائه و لا معقّب لقدره » « 3 » به دليل آنكه :
مصراع
پيمانه چو پر شود بگردانندش
به ظهور پيوست و آثارش چنان پيدا شد كه امير شيخ حسن چون لشكرى كه با سليمان خان به روم فرستاده بود منهزم ( 2 ) بازآمدند امير شيخ حسن فرمود تا يعقوب شاه را به بهانهء تقصيرى كه در جنگ ( 3 ) روم كرده است بگرفتند و خاتون امير شيخ حسن عزّت ( 4 ) ملك رومى بود كه از ديرباز ميان او و امير حاجى يعقوب شاه قضاياى نهانى بوده ، خاتون تصوّر كرد كه امير شيخ حسن برآن قضايا وقوف يافته متوهّم شد ؛ دو سه تن از همجنس خود را كه در تمامى احوال محرم او بودند با خود متّفق گردانيد و در شب سهشنبه سابع و عشرين رجب المرجّب سنهء اربع و اربعين و سبعمايه امير را در خفيه به
هامش
( 1 ) - ت : « و سبعمايه » ندارد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - ل : ندارد .
( 4 ) - ت : عرب .
( * ) قسمتى از آيه 26 سوره 3 .
( 1 ) سال 744 ه . ق .
( 2 ) بگو بار خدايا ، تويى دارندهء ملك . بر هركه بخواهى مىدهى و از هركه بخواهى ملك مىستانى .
( 3 ) هيچكس نمىتواند از قضاى او جلوگيرى كند ، و قدر او را عقب اندازد .