بن الامير يمين الفريومدى المستوفى « 1 » در آن واقعه در لشكر امير وجيه الدّين ( 1 ) مسعود سربدار ( 2 ) بوده است . او را لشكريان گرفته پيش ملك معزّ الدّين حسين آوردند ، ملك او را به تربيت و عنايت مخصوص گردانيد و او قصيده در مدح ملك معزّ الدّين حسين ( 3 ) به عرض رسانيد و صورت آن واقعه را در آن ( 4 ) خطبهء ديوان خود بدين عبارت آورده است كه : آنچه جمع گشته بود از كتب خود در سفر و حضر با خود سخن همى ( 5 ) داشتم و اگر سخنى ديگر گفته مىشد برآن مىنگاشتم . ناگاه از قضاى آسمانى و تقدير يزدانى در محاربهئى كه شيخ الاسلام سلطان اولياء اللّه العظام مرشد السّالكين الى الثّواب منقذ الهالكين من العقاب شيخ حسن جورى - قدّس اللّه نفسه و جعل حظيرة القدس رمسه - و سلطان اسلام شاهنشاه هفت اقلام ، المؤيّد من السّماء ، المظفّر على الاعداء ، وجيه الدّنيا و الحقّ و الدّين ، مسعود - صبّ اللّه سحاب ( 6 ) رضوانه و اسكنه بجوار ( 7 ) جنانه - را با لشكر هرات در ولايت خواف به حدود زاوه در سيزدهم صفر سنهء ثلاث و اربعين و سبعمايه واقع شد .
مصراع
به چنگال غارتگران اوفتاد * و ز ان پس كسى زو نشانى نداد
و در شرح تلهّف و تأسّف آن قطعه گفته آمد ( 8 ) و ثبت شد ( 9 ) و هى هذه :
قصيده
گر به دستان بستد از دستم فلك ديوان من * شكر ايزد آنكه او مىساخت ديوان با منست « 2 »
ور ربود ارمن زمانه سلك ( 10 ) دُرّ شاهوار * ز ان چه غم دارم چو طبع گوهرافشان با منست
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - م و ل : ندارد .
( 5 ) - ت : ندارد .
( 6 ) - م : سجال .
( 7 ) - م : جنونة .
( 8 ) - ت : است و نقل كرده .
( 9 ) - ت : ندارد .
( 10 ) - ت : ندارد .
( 1 ) ابن يمين : فخر الدّين محمود بن يمين الدّين محمّد طغرائى شاعر فارسى شيعى ( و . 769 ه . ق ) مولد او فريومد خراسان بود وى در ابتدا مداح طغا تيمور بود و سپس به خدمت سربداران پيوست و ظاهرا بيش از هشتاد سال بزيست . همانطور كه در متن آمده ديوان او در جنگ زاوه در سال 743 ه . ق . ميان سربداران و ملك معزّ الدّين كرت به غارت رفت و بار ديگر آنچه در نزد ديگران از قصايد و غزل او يافت مىشد گرد آورد . ذبيح اللّه صفا ، تاريخ ادبيات ، ج / 3 ، بخش دوم ، ص 951 - 962 . ريحانة الارب ج / 8 ، 282 - 284 . تذكرهء دولتشاه سمرقندى صص 309 - 314 . ذريعه ج / 9 ، ص 34 .
( 2 ) ديوان ابن يمين :« آنكه او مىساخت ديوان شكر يزدان با منست »ص 4 .