ور ز شاخ گلبن فضلم گلى بربود باد * گلشنى پر لاله و نسرين و ريحان با منست
ور تهى شد يك صدف از لؤلؤى لالا [ ى ] من ( 1 ) « 1 » * پر ز گوهر خاطرى چون بحر عمان با منست ( 2 )
قطرهء چند از اساس « 2 » كلكم ارگم شد چه شد * خاطرى « 3 » فيّاض همچون ابر نيسان با منست
آب شعر عَذْب من چون خاك اگر برباد شد * سهل باشد چشمهسار « 4 » آب حيوان با منست
ورچه آمد دل به درد از گشتن ديوان تلف * ليك از دردش نينديشم چو درمان با منست
ورثناى شاه عالم همچو صيت عدل او * منتشر شد در جهان طبع ثناخوان با منست
گرچه ديوان ديگر ترتيب دانم كرد ليك * حاصل عمرم هبا شد انده آن با منست
بىعنايت گر بود گردون دون با من چه باك * چون عنايتهاى شاهنشاه ايران با منست
خسرو عالم معزّ الدّين كه گويد قدر او * كز جلالت آنچه مىگنجد در امكان با منست
معظم چاكرنوازيها كه اندر كلّ حال * شهريار عهد را از جمله اقران با منست
آن بود از لطف او گويد مرا آزردهئى * شاد باش ابن يمين كاجزاى ديوان با منست
عمر شد در كامرانى تا ابد باد او بُوَد * ورد من ذكر دعاى شاه با جان منست « 5 »
ملك معزّ الدّين حسين را چون اين فتح دست داد از جهات مذكور مبتهج و مسرور و مظفّر و منصور به وطن مألوف و دار الملك معهود باز رسيد شوكت و عظمت او يكى در صد شد . خزائن به گوهر و زر مشحون و عدد سپاه از آنچه تصوّر آن ( 3 ) بود افزون گشت بر مصدق
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
* » « 6 » علم بىنيازى برافراخت و منجوق « 7 » پادشاهى به عيّوق « 8 » رسانيد .
هامش
( 1 ) - ت : مرا .
( 2 ) - م و ل : تا آخر اين بيت دارد .
( 3 ) - م و ل : او .
( * ) آيات 7 - 6 ، سورهء 96 .
( 1 ) ديوان ابن يمين : « مرا » .
( 2 ) ديوان ابن يمين : « رشاش » .
( 3 ) ديوان ابن يمين : « خاطر » .
( 4 ) م : جمسار .
( 5 ) اين قصيده در مطلع نيست . ر . ك : ديوان اشعار ، به تصحيح و اهتمام حسينعلى باستانى راد ، تهران ، سنائى ، چاپ دوم ، 1363 ، ص 4 .
( 6 ) - زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 106 .
( 7 ) منجوق : رايت ، علم ( لغتنامه ) .
( 8 ) عيوق : ستارهاى است خرد روشن سرخ رنگ به طرف راست كهكشان كه پيرو ثريا باشد . ( لغتنامه ) .