خوردند . ( 1 ) امير داود خططاى سفيرى پيش امير مبارز الدّين فرستاد و گفت : ملك معزّ الدّين حسين ( 2 ) ما را به التماس ملك قطب الدّين به مدد او فرستاد و ما نسبت به كرمان و كرمانيان غريبيم و با جناب مبارزى عداوتى سابق نبوده بنابر غرض غيرى مكاوحتى لاحق گشت و الحالة هذه چون چهرهء مروّت به واسطهء محاربت خراشيده گشته و بناء آداب به سبب عواصف جسارتى كه در معارضه و مكاوحت به ظهور پيوسته ، متزلزل شده است ، طريق تلاقى صعوبتى دارد و توطّى ملازمت متعذّر مىنمايد ؛ اگر جناب مبارزى مرحمت فرموده اجازت فرمايند و عاطفت نموده رخصت دهند كه تا جماعتى كه از خراسان آمدهاند باز متوجّه آن طرف شوند ( 3 ) مفاتيح دروب و قلاع و مقاليد حصون و رباع تسليم گماشتگان آن جناب ( 4 ) كرده ندب « 1 » نزاع را به طرح بريزد و دست از حكومت كرمان كوتاه كرده در دامن اين استيمان « 2 » آويزد ( 5 ) ، حضرت ( 6 ) مبارزى را اين التماس بغايت موافق نمود به اجابت تلقّى فرموده در جمادى الاوّل سنهء احدى و اربعين و سبعمايه ، امير داود خططاى با عساكر خراسان فوزى دانسته ( 7 ) به جانب هرات نهضت نمودند و حضرت مبارزى در ضمان فتح و نصرت و كنف سعادت و دولت ( 8 ) به شهر خراميد اصاغر و اعالى كرمان به خدمت مبادرت نمودند .
ذكر لشكر كشيدن شيخ على گاون برادر پادشاه طغا تيمور به جانب عراق و منهزم بازگشتن
در خراسان برادر پادشاه طغا تيمور خان امير شيخ على گاون پيشتر برادر را مىنكوهيد كه دو نوبت بر عزم رزم عراق لشكر كشيدن و بىحصول مقصود بازگرديدن از مردى و دلاورى دور است و اين سبب شكست مرتبت و نزول منقبت مىگردد و من اگر اينبار بروم تمامت اعداء را بگيرم و آن ملك را مسخّر گردانم ، بدين امّيد و تمنّا با
هامش
( 1 ) - م : خورد .
( 2 ) - م و ل : « حسين » ندارد .
( 3 ) - م : مراجعت نمايند ، ل : ندارد .
( 4 ) - م و ل : حضرت .
( 5 ) - ت : آسمان آورند .
( 6 ) - م و ل : جناب .
( 7 ) - ت : « فوزى دانسته » ندارد .
( 8 ) - ت : ندارد .
( 1 ) ندب : جراحت ( آنندراج ) .
( 2 ) استيمان : زنهار خواستن از كسى از غايت اضطرار نه رعايت جانب اختيار ( لغتنامه ) .