و تمام محلّات بيرون را بدان واسطه در قبضهء ( 1 ) تسخير آورد . جماعت خراسانيان و ملك قطب الدّين را خوف يكى در هزار شد امّا به ناموس همچنان اسباب شوكت را اعداد مىكردند و اهبت و ادوات مقاومت مىساخت . بعد از چند روز بخيلهم و رجلهم « 1 » هر تير كه در جعبهء مكنت داشتند در كمان نهادند و هر تيغى كه در نيام امكان بود به دست نجدت كشيده بيرون آمدند و امير مبارز الدّين نيز با عساكر خود روى بديشان آورد . در صحراى عربان تلاقى فئتين به حصول پيوست و تقارب طائفتين به ظهور انجاميد . در حال دماغها كه از شراب پيشينه مالامال بود به يك جرعه در خروش آمد و ديگ فتنه از آتش دوشينه تافته ( 2 ) به اندك شعلهئى جوش درگرفت . بعد از كشش و كوشش طرفين ملك قطب الدّين چون ديد كه حال پريشان را انتظامى نخواهد بود و روزگار برگشته را استقامتى پيدا نه ، چنان نمود كه به خراسان به طلب لشكرى خواهد رفت متوجّه [ 26 - آ ] جانب هرات شد . مقارن آن حال مولانا شمس الدّين صاين « 2 » قاضى و امير اتابك و جمعى ديگر از اركان دولت امير پير حسين با لشكرى به معاضدت امير مبارز الدّين از طرف دار الملك شيراز رسيدند و به جانبى ديگر از شهر نزول كرد [ ند ] ، حال بر شهريان تنگ شد و از تعاقب امداد نصرت كار اهل شهر اختلال پذيرفت .
در اين ايّام خواجه تاج الدّين عراقى كه صاحب تدبير و صارف مصروف امور شهر كرمان بود بيرون آمد و به انتظام در سلك خدّام مبارزى مقاليد مرام در قبضهء اقتدار آورد و بعد از اين صيانت نظم و نسقى ( 3 ) كه در خلال حال اهل شهر و خراسانيان مانده بود منتفى شد . « 3 » هرروز طايفهئى از مشاهير رجال از تنگناى شهر خود را بيرون انداختند و تنگى و عسرت به مرتبهئى رسيد كه لشكريان خراسان تمامت چهارپايان خود [ را ] كشتند و
هامش
( 1 ) - ل : محل .
( 2 ) - ت : يافته .
( 3 ) - ت : ندارد .
( 1 ) سوارهشان و پيادهشان .
( 2 ) قاضى شمس الدّين محمود صاين قاضى / سمنانى : در سلك اركان دولت امير پير حسين بود و بعدا با سيّد غياث الدّين على يزدى وزارت شيخ ابو اسحق را عهدهدار شد . وى در جنگ با امير مبارز الدّين كشته شد خواجوى كرمانى در تاريخ وفات او گفته است :سال هجرت هفتصد و چل بود شش كز دور چرخ * نيم روز چارشنبه چارم ماه صفرمجمل فصيحى ، ج / 2 ، ص 71 ، تاريخ عصر حافظ ، ج / 1 ، صص 85 - 89 .
( 3 ) در مطلع ص 171 اين بيت آورده شده است :قحط تا حدى كه شخص از فرط بىقوتى چو شمع * جسم خود را سوختى در آتش و بردى به كار