ذكر حوادث و وقايع سنهء احدى و اربعين و سبعمايه « 1 » ذكر توجّه امير محمّد مظفّر به جانب كرمان « 2 » به موجب حكم و فرمان امير پيرحسين چوپانى ( 1 )
امير مبارز الدّين محمّد بعد از آنكه از شيراز مراجعت نمود متوجّه صوب كرمان شد . چون بدان جاى رسيد شهرى ديد كه از استحكام با بناى هرمان پهلوى مبارات مىزد و از خوشى با رياض جنان دعوى مساوات مىكرد ، هرچند به واسطهء فترات اندك خرابى بدان ( 2 ) راه يافته بود امّا چون مستى چشم بتان ، خرابى خوش بود و اگرچه به سبب تواتر حوادث احوالش پريشان مانده ؛ امّا چون زلف دلبران پريشانى دلكش مىنمود .
ملك قطب الدّين پسر ملك ناصر الدّين ( 3 ) كه در آن ايّام متصدّى حكومت كرمان بود چون از توجّه امير مبارز الدّين ( 4 ) وقوف يافت خود را قوّت مقاومت و استعداد محاربت نديد . فرار برقرار اختيار نموده التجاء به جانب خراسان نمود و پيش ملك معزّ الدّين حسين رفت و از آن جناب ( 5 ) التماس استمدادى نمود معيّن بر آنكه ممالك كرمان از سپاهى كه به مدافعت و ممانعت مشغول تواند شد خالى است به عطفهء عنانى در قبضهء اقتدار مىتوان آورد و به التفات خاطرى بر آن استيلا يافت . ملك معزّ الدّين حسين را اين معنى در مذاق خوشگوار آمد و ايالت ممالك كرمان را عفوا صفوا موافق طبيعت يافت . امير داود خططاى را با لشكرى از غورى و سنجرى و غيرهم چون خاره به آهن
هامش
( 1 ) - م و ل : « چوپانى » ندارد .
( 2 ) - م و ل : به دو .
( 3 ) - م و ل : ناصر الدّين پسر ملك قطب الدّين .
( 4 ) - ت : حضرت مبارزى .
( 5 ) - ت : آن جناب از آنجا به .
( 1 ) سال 741 ه ق .
( 2 ) براى اطلاع بيشتر ر . ك : تاريخ آل مظفر ، صص 149 - 152 و نيز حبيب السير ، جزء دوم ، ج / 3 ، صص 278 - 279 .