را كه اگرچه به سنّ از مجموع خردتر بود امّا به حسب مكارم اخلاق بر همگنان رتبت تقدّم داشت او را به توجّه يزد نامزد گردانيد . از ابتداى اين حال نهال خلاف ميان او و امير مبارز الدّين محمّد سر بر زد و شاخ نزاع در نشو و نما آمد . چون به حوالى يزد رسيد امير مبارز الدّين محمّد را مكارم اخلاق مقتضى آن شد كه شرايط مهماندارى به تقديم رساند ( 2 ) با خول و خدم و خواص و حشم نزديك يك فرسنگ به استقبال رفت و مواجب اعزاز و اكرام اقامت كرد و رسوم تقديم تعظيم و اجلال به ادا رسانيد .
مولانا معين الدّين يزدى « 1 » كه تاريخ آل مظفر نبشته است از زبان پدر خود روايت مىكند كه در آن مجلس حاضر بود به وقت ملاقات امير مبارز الدّين با امير شيخ ابو اسحق ، امير شيخ را استشعارى عظيم ظاهر شد چنان كه اثر آن [ را ] حضّار مجلس ادراك كردند و امير شيخ فرمود كه عزيمت بدين طرف بنابر اشارت امير مسعود شاه بود و اگر نه كلّى همّت ، بر اكتساب فضايل نفسانى مقصور است و داعيه بر اقتناء موّاد ( 3 ) طالب علمى محصور .
شعر
حديث من ز مفاعيل و فاعلات بود * من از كجا سخن سرّ مملكت ز كجا
امير مبارز الدّين وحشت بيگانگى او را ( 4 ) به انس يگانگى مبدّل كرد و اسباب خوف را به
هامش
( 1 ) - ت : رسانيد .
( 2 ) - م و ل : ندارد .
( 3 ) - م و ل : ندارد .
( 4 ) - م و ل : « او را » ندارد .
( 1 ) معين الدّين على بن جلال الدّين يزدى ( و . 789 ه . ق ) . معروف به « معلم » از علماى حديث و از فضلاى عهد امير مبارز الدّين محمّد و پسرش شاه شجاع بود ، پدرش از عمال شيخ ابو اسحق و از شاگردان عضد الدّين عبد الرّحمن ايجى بود . در سال 755 ه . ق ، امير مبارز الدّين محمّد او را به مدرسى دار السيادهء ميبد گماشت . چنان در دولت اين خاندان معزّز بود كه شاه شجاع در دروس او حاضر مىشد و گاهى نيز مأموريت ديوانى يافته چنان كه در سال 760 ه . ق ، واسطهء ميان شاه شجاع و برادرش شاه محمود شد و ايشان را صلح داد . وى در مسجدى كه خود در يزد ساخته بود مدفون است و مؤلف تاريخى است به اسم « مواهب الهيه » كه در بعضى مآخذ مواهب الهى نام برده شده . اين كتاب شامل وقايع دوران فرمانروايى آل مظفّر تا سال 767 ه . ق . است و چون داراى نثرى متكلّف و مغلق بود در سال 823 ه .
ق . شخصى به نام محمود گيتى آن را ساده كرد و دنبالهء وقايع را نيز تا انقراض آل مظفر آورده . اين كتاب به تصحيح استاد دكتر عبد الحسين نوائى در سال 1334 ه . ش چاپ شده است و نيز ر . ك : اقبال ، عباس : تاريخ مغول از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ، تهران ، امير كبير ، 1325 ، ص 527 ، تاريخ عصر حافظ ، ج / 1 ، ص 196 ، تاريخ نظم و نثر ، ج / 1 ، صص 184 - 185 الذريعه ، ج / 23 ، ص 230 ، تاريخ ادبيات در ايران ، ج / 3 ، صص 1267 - 1300 .