تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
شجعان ( 1 ) آن قوم به طرف يزد تاخت كردندى و امير مبارز الدّين را با آن طايفه مواقف و مصاف است كه مآثر و مقامات عليّه در رزم با ايشان ثابت شده است كه فى الحقيقة ( 2 ) حكايت رستم و اسفنديار محو گشته . القصّه ، جسم مادّهء آن فتنه به انقضاى بيست و يك مصاف موقوف ماند و شرّ آن آشوب مدّت سيزده ، چهارده سال باقى بود . در شهور سنهء خمس و عشرين و سبعمايه ولادت با سعادت شاه شرف الدّين مظفّر اتّفاق افتاد . در ميدان مردى و مردمى چابك سوارى در افزود و در فضاى كامكارى و ديندارى يگانه شد . در سنهء تسع و عشرين و سبعمايه امير مبارز الدّين محمّد بنت قطب الدّين شاه جهان را در عقد نكاح آورد و در صبح چهارشنبه بيست و دويّم جمادى الآخر سنهء ثلاث و ثلاثين و سبعمايه به اتّفاق ولادت شاه سپهر ارتفاع سلطان مطاع ( 3 ) جلال الدّنيا و الدّين ابو الفوارس ( 4 ) شاه شجاع بود . قران زهره و مشترى در عين درجهء طالع و آفتاب در برج شرف و ديگر كواكب همين حال داشتند با خانه يا مثلّثهء « 1 » خويش حضرت مبارزى را از مكان قرّة العين روشنايى ديدهء امّيد افزود و مادّهء استظهار از ظهور آن صاحب دولت روى در ازدياد نهاد و در سنهء اربع و ثلاثين و سبعمايه امير مبارز الدّين محمّد متوجّه اردوى سلطان ابو سعيد بهادر خان شد و شرف الدّين شاه مظفّر ملازم ركاب همايون پدر بود و چون به اردو رسيد و شرايط خدمت به جاى آورد پادشاه تربيت و عنايت بسيار فرمود ، چنان كه نزديكان پادشاه چهرهء حسد برافروختند و مقرّبان درگاه و بارگاه در مقام تغابن و تحاسد نشست و چند نوبت به معارضه و جدال انجاميد و به مكاوحت و نزاع سرايت كرد چنان كه يك كرّت در مقام دعوى غرارهء « 2 » كاه در آب انداختند . امير مبارز الدّين متصدّى آن شد كه آن را به نيزه از آب بربايد پادشاه و اركان دولت حاضر گشتند و امير مبارز الدّين اسب برانگيخت و چون نيزه را كار فرمود ، نيزه ( 5 )
هامش
( 1 ) - ت : ندار . ( 2 ) - ت : ندارد . ( 3 ) - ت : ندارد . ( 4 ) - ت : ندارد . ( 5 ) - ت : ندارد .
( 1 ) مثلثه : سه‌گوش ، يكى از مثلثات چهارگانه مصطلحهء منجّمين است . ( دهخدا ) . ( 2 ) غراره : جوال ( دهخدا ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 105 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )