تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
اسيران مفلوك و گرفتگان معلول به جانب اردو روانه گردانيد و كيفيّت حال تصوير راى نوّاب سلطان سعيد ( 1 ) ابو سعيد بهادر خان گردانيد ، از آنجا تشريف خسروانه و انعام پادشاهانه ارزانى داشته امثله و مكتوبات مشتمل بر تقرير ( 2 ) ايالت و تمهيد قاعدهء جلالت اصدار فرمود چون بقيّة السّيف با دلى محروم و كدام دل : مصراع
يك قطرهء خون بود و هزار انديشه
به مخيّم خويش رفتند اعيان و اكابر نكودريان مجمعى ساختند و در ميادين مشاورت بارهء تفكّر تاخت ؛ حاصل مناقشت و خلاصهء محاورت بعد از تدبّر و تشاور بر آن قرار گرفت كه از دليران سپاه آنكه به فرط جلادت و صرامت موسوم باشند برگزينند و از مردان كار جمعى كه به زيادتى تهوّر و شهامت موسوم ( 3 ) باشند اختيار كنند و مجرّد از علايق و عوايق « 1 » مغافصة ( 4 ) بر امير مبارز الدّين زنند و بقيّه انصار و اعوان او را دستبردى نمايند ، چهارصد سوار كه هريكى اسفنديار را طفل راه خود دانستندى و گيو نيزه‌گداز را در محلّ اعتبار نياوردندى بدين مهمّ موسوم شده ( 5 ) با يكديگر گفتند : شعر
برو تا نبرد دليران كنيم * درين رزمگه رزم شيران كنيم
بر اين عزم تاختن كردند تا به نواحى ميبد رسيدند ، از خواصّ امير مبارز الدّين جز معدودى چند ملازم او نبودند و از طايفهء نبرد آزمايان جز هفتاد مرد حاضر نبودند ، ( 6 ) بر امّيد نصرت الهى ( 7 ) و استظهار تأييد ايزدى روى همّت به صوب تفريق آن جمع آورد و رايات نصرت آيات جهت كفايت آن مهمّ معقود ( 8 ) گردانيده عزيمت فرمود . شعر
به تن بر يكى آسمان‌گون زره * چو مرغول « 2 » زنگى گره بر گره
هامش
( 1 ) - ل : « سلطان سعيد » ندارد . ( 2 ) - ت : تعزيز . ( 3 ) - ت : مخصوص . ( 4 ) - م و ل : مفاوضة . ( 5 ) - م و ل : باشد . ( 6 ) - م و ل : نه . ( 7 ) - ت : ندارد . ( 8 ) - ل : مفقود .
( 1 ) عوايق : سختىها ( آنندراج ) . ( 2 ) مرغول : مو و كاكل ( فرهنگ نفيسى ) .