امير مبارز الدّين ( 1 ) محمّد بن مظفّر ( 2 ) نيز در مقام تهوّر جوشن مقاومت پوشيده عساكر خود را به ( 3 ) صحراى يزد عرض داد ؛ چون سپاه طرفين صف بركشيدند و لشكر از جانبين در مقام مقابله و مقاتله آمدند جناب مرتضوى ( 4 ) خود را قوّت مقاومت او نديد فرار برقرار اختيار كرد و متوجّه اردو شد ، چون پيش سلطان سعيد ( 5 ) ابو سعيد بهادر خان ( 6 ) رسيد از امير محمّد مظفّر شكايت بسيار كرد ؛ پادشاه فرمود ( 7 ) كه نزاع برسر چه بوده است ؟ چون حقيقت آن معلوم كرد سيّد را گناهكار گردانيد و محمّد مظفّر را تحسينها فرمود و اين قضيّه اوّل فتحى بود كه امير محمّد بن مظفّر را در زمان دولت ابو سعيدى ميسّر شد . در خلال اين احوال امير كيخسرو بن امير محمود شاه اينجو به يزد آمد ، اتابك حاجى شاه بن اتابك سعد كه از اخلاف اتابكان آنجا به فرط تهوّر و فتنهانگيزى ممتاز بود و به وفور تهتّك و خونريزى مستثنى و امير كيخسرو نيز از اين نمد كلاهى داشت به حكم « الجنسيّة علّة الضّمّ « 1 » » باهم عهد مؤاخاتى بستند و دراينحال امير مبارز الدّين ( 8 ) محمّد در خطّه ميبد بود و امير كيخسرو به ميبد رفت و چون بدانجا رسيد امير محمّد شرايط مهماندارى به تقديم رسانيد . امّا در يزد اتابك حاجى شاه را با نايب امير كيخسرو نزاعى افتاد به سبب آنكه پسرى صاحب حسن ( 9 ) و جمال ( 10 ) ملازم نايب امير كيخسرو بود . حاجى شاه به او طمع كرد شبى ( 11 ) در مستى نوكران را به طلب آن ماهپيكر خورشيد منظر ( 12 ) فرستاد ؛ نايب ( 13 ) كيخسرو به ممانعت قيام نمود و به مدافعت برخاست . ميان [ 22 - ب ] ايشان به كارد و تيغ رسيد ، عاقبت نايب امير كيخسرو را هلاك كردند و آن پسر را كشيده بردند . چون امير كيخسرو صورت اين واقعه بشنيد سلسلهء انتقام در حركت آورد و با آنكه دم دوستى مىزد دشمنى آغاز نهاد و از امير مبارز الدّين محمّد معاونت طلبيد كه تحمّل چنين غدرى در حوزهء طاقت هيچ متنفّس نيايد و تجرّع چنين غصّه مقدور استطاعت هيچكس نباشد .
هامش
( 1 ) - م و ل : ندارد .
( 2 ) - ت : ندارد .
( 3 ) - م و ل : « خود را » ندارد .
( 4 ) - سيد عضد الدّين .
( 5 ) - م و ل : « سلطان سعيد » ندارد .
( 6 ) - ت : ندارد .
( 7 ) - ت : سلطان تفحص و تفتيش نمود .
( 8 ) - م و ل : ندارد .
( 9 ) - ت : ندارد .
( 10 ) - م و ل : ندارد .
( 11 ) - ت : ندارد .
( 12 ) - ت : « خورشيدمنظر » ندارد .
( 13 ) - م و ل : امير .
( 1 ) همنژاد بودن علت همبستگى است .